پایگاه مقاومت دانشگاه محقق اردبیلی

EN | AR |

اطلاعیه بصیرت

 

  
 

     

نامه 53 نهج البلاغه - قسمتی از عهدنامه معروف امام علی (ع) برای مالک اشتر -

 

پرهیز از غرور و خودپسندی

بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خداوند برابر داری ، و در جبروت خود را شبیه او سازی ، زیرا خداوند هر جباری را خوار و هر متکبری را بی  مقدار می کند.

مالک ، میان خدا و مردم از یک سو ، و خود و خویشان نزدیکت و هر کس از رعیت که دوستش داری از سوی دیگر ، انصاف را رعایت نمای ، که اگر انصاف نورزی ستم کرده ای ، و هر که به بندگان خدا ستم کند خدا به جای بندگانش دشمن اوست ، و هر که خداوند دشمن او باشد عذرش را باطل نماید. چنین کسی به جنگ با خدا برخاسته مگر آنکه از ستم دست بردارد و یا توبه نماید. هیچ چیز مانند ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نسازد ، و کیفر او را سرعت نبخشد ، زیرا خداوند دعای ستمدیدگان را می شنود ، و در کمین ستمکاران است.

 

خطبه 224 نهج البلاغه - پرهیز از امتیاز طلبی

 

 

به خدا سوگند [ برادرم ] عقیل را در نهایت تهیدستی دیدم که یک مَن از گندم شما را می خواهد تا به او بدهمکودکانش را با موهای غبار آلود و رنگ های تیره از فقر دیدم ، چنان که گویی رخسارشان را با نیل [ ماده ای است که با ان رنگ می کنند ] سیاه کردهبودند. عقیل چند بار نزد من آمد ، و خواسته اش را برایم مکرر باز گفت ، و من همچنان به او گوش می دادم ، چندان که او پنداشت که دینم را به او می فروشم ، و از روش خود کناره می گیرم ، و به خواسته او تن می دهم. در این هنگام آهن پاره ای را در آتش گداختم ، و به جسم او نزدیک ساختم تا از آن پند گیرد.عقیل همانند بیماری از حرارت آن فریاد برآورد و ناله کرد ، و نزدیک بود از آن آهن گداخته بسوزد. به او گفتم : ای عقیل ! مادران داغدار بر تو گریه کنند ، آیا تو از گرمای آهن پاره ای که انسانی آن را به شوخی گداخته ناله می زنی و فریاد می کشی ، اما مرا به سوی آتشی می کشانی که خدای جبار به خشم خود افروخته است ؟ تو از این درد اندک ناله می زنی و من از آتش سوزنده دوزخ ناله میزنم؟

شگفت تر از این ، داستان آن مردی است که در تاریکی شب با ظرفی سربسته به دیدارم آمد. معجونی در آن ظرف بود که من آن را خوش نداشتم و نمی خواستم ، گویی آن را با آب دهان مار یا زهر کشنده ای که از مار بیرون می آید آمیخته بودند. به او گفتم : این صله است یا زکات یا صدقه ؟ هر کدام که باشد بر ما اهل بیت حرام است. او گفت : هیچ یک از اینها نیست ، بلکه هدیه است. گفتم : مادرت به عزایت بنشیند ، آمد ای از راه دین خدا مرا بفریبی؟ آیا در خردت نقصانی پدید آمده ، یا دیوانه ای یا یاوه می سرایی؟

به خدا سوگند اگر هفت اقلیم عالم را با آنچه زیر آسمان های آن است به من دهند ، تا خداوند را به اندازه ربودن پوست جوی از دهان مورچه ای معصیت کنم چنین نخواهم کرد. دنیای شما در نظر من از برگی که یک ملخ آن را در دهان خود می جود بی ارزش تر است. علی را با نعمت های ناپایدار و لذت های بی دوام چکار ؟ از خوابیدن عقل و زشتی لغزش به خدا پناه می برم ، و از او یاری می جویم.

 

خطبه 202 نهج البلاغه - جفاکاری امت در حق فاطمه (س)

 

به زودی دخترت تو را خبر دهد که چگونه امتت جمع شدند و بر او ستم کردند . در پرسیدن از او اصرار بورز ، و خبر حال ما را از او بخواه ؛ این در حالی بود که از مرگ تو زمان چندانی نگذشته بود ، و تو از یادها نرفته بودی. سلام بر شما باد سلام کسی که وداع می کند ، نه سلام کسی که رنجیده و دلتنگ است. اگر از کنار تو بروم نه به سبب ملالت است ، واگر بمانم نه به خاطر بدگمانی به وعده ای است که خداوند به صابران داده.

 

خطبه 202 نهج البلاغه - درد دل با پیامبر در سوگ فاطمه -

 

این سخن را هنگام به خاک سپردن سرور زنان ، حضرت فاطمه (س) بیان کرد ، گویا در کنار قبر پیامبر (ص) با او راز می گفت.

درد دل با پیامبر در سوگ فاطمه

سلام بر تو ای پیامبر خدا ، سلام من و دخترت که اکنون در کنار تو آمده ، و به سرعت به تو پیوسته. ای رسول خدا ، بر مرگ دخت برگزیده تو شکیبایی ام اندک شد ، و طاقت و توانم از دست رفت ، ولی مرا  که غم بزرگ جدایی تو را دیده ام و رنج مصیبت تو را کشیده ام جای شکیبایی است ؛ زیرا من با دست خود تو را در بستر قبر خواباندم ، و سرت بر سینه من بود که جان به جان آفرین تسلیم کردی ؛ پس ما از خداییم و به خدا باز می گردیم.

آن امانت [ که نزد من سپرده بودی ] بازگردانده شد ، و آن روح گروگان در بدن گرفته شد و اما از این پس اندوه من همیشگی است ، و شبم با بیداری می گذرد ، تا زمانی که خداوند همان جایگاه را که تو در آن اقامت کرده ای ، برای من برگزیند.

 



CAPTCHA
دفعات مشاهده: 2520 بار   |   دفعات چاپ: 618 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 8 بار   |   0 نظر