«بررسی رمان «پل معلق» محمدرضا بایرامی براساس نظریهی ولادیمیر پراپ و گریماس» در قالب پایاننامه کارشناسی ارشد (گرایش ادبیّات پایداری) به راهنمایی دکتر «مسروره مختاری» و مشاورهی دکتر بیژن ظهیری و داوری دکتر «خدابخش اسداللهی» به وسیلهی دانشجو: «جعفر جباری» در مورخهی 27/4/95 در سالن آمفی تئاتر دانشکدهی ادبیّات و علوم انسانی با حضور ریاست و معاونت پژوهشی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی، نویسندهی داستان و مسئولان حوزه هنری استان و علاقمندان به ادب و هنر با اکتساب درجهی عالی دفاع شد.

گفتنی است، محمدرضا بایرامی (متولد 1344) نویسندهی معاصر ایرانی و از مفاخر ادبی استان اردبیل است. وی نزدیک به چهل رمان، مجموعه داستان و داستان بلند برای کودکان و نوجوانان و بزرگسالان نوشتهاست و آثار متعددی در حوزهی ادبیات پایداری و هشت سال دفاع مقدّس دارد که مهمترین آنها عبارتند از: پل معلق (برندهی کتاب سال انجمن قلم ـ کتاب سال بنیاد حفظ آثار ـ کتاب سال حبیب غنیپور)، سایهی ملخ (برندهی جایزهی حبیب ـ جایزهی ادبی عذرا)، لم یزرع، سه روایت از یک مرد (جایزهی حبیب و حفظ آثار)، آتش به اختیار (برندهی جایزهی هفت اقلیم)، دود پشت تپه، هفت روز آخر (برندهی بهترین کتاب خاطرهی بیست سال اخیر)، صدای جنگ (برندهی کتاب سال بنیاد حفظ آثار) و... است.
طی نشست تخصصی که بعد از اتمام جلسهی دفاع تشکیل شد، دکتر حبیب ابراهیمپور رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه محقق اردبیلی، ارتباط موثر با جامعه را از مأموریتهای مهم دانشکده و دانشگاه اعلام کردند و افزودند: امید می رود این قبیل کارهای پژوهشی فتح بابی برای گروه ادبیات باشد تا بتوانیم ارتباط مؤثری با جامعه و بخصوص حوزهی هنری استان داشته باشیم. وی نویسندگانی همچون محمدرضا بایرامی را میراث معنوی و فرهنگی جامعه دانستند.
به گفتهی دکتر «مسروره مختاری» در حاشیهی این نشست، بایرامی «بومینویسی» است که در غالب رمانهای مرتبط با دفاع مقدّس، تجربیات و دغدغههای دوران دفاع مقدس خود را با تجربیات شخصیاش آمیخته است به طوری که برای خواندن کتابهای این نویسنده و رمزگشایی از برخی جنبههای آثارشان، باید تا دامنههای دور سبلان را طی کرد. زبان نویسنده در غالب آثار داستانی این نویسنده، صمیمی است، از این رو هنگام خوانش، خواننده قرابت و همحسی قابل ملاحظهای با نویسنده احساس میکند. وی در انتخاب شخصیّتهای داستان خود، از آرمانگرایی معمولِ برخی از نویسندگان دوری کردهاست و شخصیّتهای داستان وی، از طبقات عادی و گاه پایین جامعهاند.
در خاتمه نویسنده (محمدرضا بایرامی) ضمن پرداختن به دو شاخصهی اصلی آثار خود (دفاع مقدّس و بومی نویسی)، افزود: کاری که دانشجویان در پایاننامههای خود در خصوص ادبیات داستانی و پایداری انجام میدهند کاری جدی است، از این رو لازم است خروجی کارهای دانشجویان در قفسههای کتابخانههای دانشگاه محصور نماند و در جامعه مورد استفاده قرار گیرد.
|