[صفحه اصلی ]    
:: ::
بخش‌های اصلی
اخبار پایگاه مقاومت::
گزارش حلقه های صالحین::
همراه با رهبر معظم انقلاب::
در محضر علما و اساتید اخلاق::
تحلیل مسایل روز::
بر بال فرشتگان::
اطلاعیه::
احادیث هفته::
مناسبت ها::
بسیج خواهران::
::
لینک های مهم

پایگاه اطلاع رسانی حضرت امام خمینی «ره»

پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری

دارالارشاد

سپاه استان اردبیل

بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اردبیل 


جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
زیربخش‌های پایگاه
ذکر ایام هفته
:: وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه کلی ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۱/۱۱/۱۴ | 

وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه کلی

10فروردین 1340 (پنج شنبه)

ـ وفات آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی

آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی با سی واسطه نسبت به حضرت امام حسن مجتبی (ع) می‌رساندند. در سال 1253 ش در بروجرد متولد شده و در سن 18 سالگی برای تکمیل تحصیل به اصفهان رفت و پس از ده سال به نجف اشرف عزیمت نموده و به درس آیت‌الله خراسانی وارد گردید. ایشان پس از مراجعت و اقامت در بروجرد به قم مهاجرت کرده و به عنوان مرجع تقلید شیعیان جهان معرفی گردیدند و مدت 16 سال مرجعیت عامه را عهده‌دار بودند.

16 مهر 1340 (یک شنبه)

ـ تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

رژیم پهلوی بعد از وفات آیت‌الله بروجردی زمینه را برای پاک کردن اسلام از متن فعالیت‌های مردم ایران مناسب دید و به این دلیل قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به تصویب دولت و مجلس وقت رساند و آن را در مطبوعات اعلام کرد. در این قانون قسم به قرآن و شرط مسلمان بودن برای نمایندگان مجلس حذف شده بود و همین باعث اعتراض علمای اسلام و مردم مسلمان گردید.

8 آذر 1341 (جمعه)

ـ لغو قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

با اعتراض علمای اسلام از جمله آیت‌الله روح‌الله خمینی و آیت‌الله حائری و دیگر علما و حضور گسترده مردم در پشتیبانی از علمای اسلام پس از مکاتبات و تظاهرات و اعتراضات ، دولت خائن ا سدالله علم قانون فوق را ملغی اعلام کرد.

19 دی 1341 (چهارشنبه)

ـ اعلام انقلاب سفید

رژیم پهلوی و در رأس آن محمدرضا در جهت خواستهای استعمارگرانه امریکا و همچنین تغییر فکر مردم ایران دستورالعمل دیکته شده استکبار را که در کشوهای دیگر به اجرا درآمده بود به عنوان انقلاب سفید به مردم ایران عرضه نمود و آن را به رفراندم گذاشت.

 

2بهمن 1341 (‌سه شنبه(

ـ تظاهرات مردم در تهران

با تحریم رفراندم از طرف امام خمینی بازار تهران تعطیل شد و مردم در اطراف بازار اجتماع کردند و گروهی به منزل آیت‌الله خوانساری و آیت‌آلله بهبهانی رفتند.

1 فروردین 1342 (پنج شنبه)

ـ اعلام عزای عمومی در عید نوروز

امام خمینی برا ی جوابگویی به اقدامات شاه و اطرافیانش عید نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کرد مردم مسلمان ایران با برافراشتن پارچه سیاه به ندای او لبیک گفتند و روحانیون از خطرات دولت برای اسلام صحبت کردند.

2 فروردین 1342 (جمعه)

ـ تهاجم رژیم پهلوی به مجلس سوگواری در مدرسه فیضیه

عصر این روز مراسم عزاداری در مدرسه فیضیه قم برپا بود که سربازان مسلح و مأمورین امنیتی محل را محاصره نمودند و سپس گروهی از آنها با لباس مبدل به درون مدرسه رفتند و در میان سخنرانی یکی از گویندگان به او حمله کردند. سپس به طلاب مدرسه فیضیه حمله نمودند و آنها را از حجره‌هایشان به بیرون پرتا ب کردند و با به شهادت رساندن گروهی از آنان در تاریکی شب محل را ترک کردند.

13 خرداد 1342 (دوشنبه)

ـ دستگیری حضرت امام خمینی

بعد از سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورای 1342 ش که در آن رژپم پهلوی و ایادی آن را محکوم نمود نیمه شب کامیونهایی از سربازان و مأموران امنیتی خانه ایشان را محاصره کرده و ایشان را بازداشت نموده و به تهران منتقل کردند، مأمورین حضرت امام خمینی را یک روز در باشگاه افسران و بعد در زندان قصر به مدت 19 روز و پس از آن در پادگان عشرت‌آباد محبوس ساختند.

15 خرداد 1342 (چهارشنبه(

ـ قیام ملت ایران در اعتراض به دستگیری امام خمینی

پس از اعلام خبر دستگیری امام خمینی ، مردم مسلمان قم جلوی خانه آیت‌الله گلپایگانی و صحن مطهر حضرت معصومه (س) تجمع نموده و پس از صدور بیانیه‌ای به تظاهرات پرداختند و با شعار یا مرگ یا خمینی از حرم بیرون آمدند ولی فاصله‌ای را طی نکرده که با رگبار مسلسل مواجه شدند و درگیری بسیار شدیدی بین مردم و مأمورین به وجود آمد، مأمورین مردم را محاصره کرده و به تیراندازی پرداختند. در این هنگام حاج مصطفی خمینی پسر امام از مردم خواست به خانه‌هایشان بروند. در شهرهای دیگر هم درگیری بین مردم و مأمورین رژیم پهلوی باعث به شهادت رسیدن عده زیادی از مردم گشت و رژیم خون‌آشام پهلوی توانست با اعلام حکومت نظامی و ایجاد وحشت و کشتار وسیع انقلاب مردم را برای مدتی مهار نماید.

11 مرداد 1342 (جمعه)

ـ آزادی از زندان و بازداشت خانگی امام خمینی

پس از تظاهرات 15 خرداد رژیم که از عواقب بازداشت امام خمینی هراس داشت ایشان را از زندان پادگان عشرت‌آباد به منزلی مربوط به ساواک در داودیه تهران منتقل نمودند و آنجا را تحت نظر کامل قرارداد ولی ساعتی بعد سیل جمعیت به سوی داودیه سرازیر شد. در این منزل بود که روحانیون وقایع 15 خرداد را برای امام تشریح کردند و اطلاع مردم از قیام مردم ایشان را به سختی منقلب نمود تا آنجا که فرمود: «تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است …. واقعه 15 خرداد پشت ما و هر مسلم غیرتمندی را می‌شکند

17 فروردین 1343 (دوشنبه)

ـ آزادی امام خمینی از بازداشت خانگی

امام خمینی پس از 9 ماه بازداشت خانگی ساواک، آزاد گشته و روز 18 فروردین 1343 (سه‌شنبه) به منزل شخصی خود در قم مراجعت نمودند.

3 مرداد 1343 (شنبه)

ـ تصویب قانون کاپیتولاسیون

طبق این قانون، مأمورین سیاسی و مستشاران خارجی در ایران از تقعیب قانون و جزایی مصون هستند و در صورت ارتکاب جرم یا عمل خلاف قانون به کشورشان جهت بررسی یا محاکمه عودت داده خواهند شد. رژیم پهلوی از ترس عکس‌العمل مردم خبر تصویب این قانون را تا مدتی اعلام نکرد.

4 آبان 1343 (دوشنبه)

ـ پایداری امام خمینی در برابر کاپیتولاسیون

بعد از انتشار خبر تصویب قانون کاپیتولاسیون و پایمال کردن حقوق ملت ایران در برابر یک عده افراد خارجی، حضرت امام خمینی در این روز طی یک سخنرانی مشروح این قانون را برای مردم با عبارت ساده و قابل فهم عرضه می‌نماید و مردم را به قیام برای کسب استقلال و حقوق خود فرا می‌خوانند.

13 آبان 1343 (چهارشنبه)

ـ‌ تبعید حضرت امام خمینی به ترکیه

پس از سخنرانی امام خمینی در رابطه با قانون کاپیتولاسیون و هراس حکومت از تکرار حماسه پانزده خرداد رژیم تصمیم بر تبعید ایشان می‌گیرد و در شب 13 آبان خانه ایشان را با صدها کماندو و چترباز مسلح محاصره نموده و پس از دستگیری ایشان را به تهران منتقل می‌نماید و مستقیما به فرودگاه مهرآباد می‌برند و از آنجا با هواپیما به ترکیه منتقل نمودند و ایشان را به محلی به نام بورسا تبعید کردند. رژیم برای جلوگیری از قیام مردم شهرهای مهم ایران را به اشغال قوای نظامی درآورد و به هیچ کس اجازه خروج از خانه را نمی‌دهد و بدین شکل رژیم توانست از خروش مردم در امان بماند.

1 بهمن 1343 (پنج شنبه(

ـ اعلام انقلابی حسنعلی منصور

حسنعلی منصور که نخست وزیر شاه بود توسط برادران بخارایی و مرتضی نیک نژاد از هیأتهای مؤتلفه اسلامی اعدام گردید.

21 فروردین 1344 (شنبه)

حمله به محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی

26 خرداد 1344 (چهارشنبه)

چهارتن از جانبازان هیأتهای مؤتلفه اسلامی (بخارایی ـ امانی ـ ‌هرندی‌ ـ‌ نیک نژاد) به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.

13 مهر 1344 (سه شنبه)

ـ تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف

رژیم که از حرکت‌های انتقامی علیه خودش به واسطه تبعید حضرت امام وحشت داشت تصمیم گرفت به حالت تبعید امام خمینی پایان دهد بدون اینکه ایشان را به کشور بازگرداند. به همین دلیل با دولت عراق مذاکراتی به عمل آورد و موافقت این دولت را جلب نمود و امام خمینی و فرزندش حاج مصطفی را به عراق و شهر نجف اشرف انتقال داد.

17 دی 1346 (یک شنبه)

جهان پهلوان غلامرضا تختی به دست ساواک رژیم پهلوی به شهادت رسید.

20خرداد 1349 (چهارشنبه)

آیت‌الله محمدرضا سعیدی در زندان و شکنجه‌گاههای رژیم پهلوی به دلیل طرفداری از آیت‌الله خمینی توسط ساواک به شهادت رسید.

8 اردیبهشت 1350 (چهارشنبه)

کارگران کارخانه جهان چیت کرج که برای احقاق حق خود قیام کرده بودند توسط ارتش قتل عام شدند.

7 دی 1353 (شنبه)

آیت‌الله حسین غفاری در زندان رژیم پهلوی به شهادت رسیدند .

29 خرداد 1356 (یک شنبه)

دکتر علی شریعتی در خارج از کشور به وسیله ساواک رژیم پهلوی به شهادت رسید.

15 خرداد 1356 (شنبه)

امیرعباس هویدا نخست وزیر 13 ساله رژیم پهلوی به دلیل فساد و عدم کارآیی دولتش استعفا نمود و جمشید آموزگار به عنوان نخست وزیر منصوب گردید.

1 آبان 1356 (یک شنبه(

ـ شهادت فرزند امام

حاج سیدمصطفی خمینی فرزند بزرگ امام خمینی در عراق به دست عوامل و مأمورین امنیتی ساواک رژیم پهلوی با همکاری رژیم بعث عراق به شهادت رسید.

17 دی 1356 (شنبه)

ـ مقاله روزنامه اطلاعات و توهین به امام خمینی

به مناسبت سالروز سیاه کشف حجاب مقاله‌ای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید که در آن به روحانیت به ویژه آیت‌الله العظمی امام خمینی اهانت شده بود و نویسنده با وقاحت تمام ایشان را که تمام وجودش در خدمت اسلام و مردم بود مستقیما مورد اهانت قرار داده بود.

18 دی 1356 (یک شنبه(

ـ عکس‌العمل مردم برابر مقاله اطلاعات

موجی از خشم و نفرت سرتاسر ایران را فرا گرفت ولی در قم بلافاصله نتایج آن ظاهر گشت مدارس علمیه، منابر و نماز جماعت تعطیل گردید. مردم به طرف منزل آیات عظام حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را وسعت بخشند. تعدادی از نسخ روزنامه اطلاعات پاره شد و تظاهرات اوج گرفت که با حمله پلیس به زد و خورد تبدیل شد و پس از مدتی پایان گرفت.

19 دی 1356 (دوشنبه(

ـ قیام خونین مردم قم

طبق قرار طلاب همگی جلوی مدرسه علمیه خان و میدان آستانه جمع شدند و به سوی منزل علمای اسلام حرکت کردند و تا ظهر این برنامه و حضور گسترده مردم ادامه داشت تا اینکه مأمورین جلوی مردم قرار گرفتند و به دستور ساواک آنها را به گلوله بستند و تعداد زیادی از مردم بی‌گناه را به خاطر حفظ احترام مرجع تقلیدشان که خواسته آنها بود به شهادت رساندند.

29 بهمن 1356 (شنبه)

ـ قیام مردم تبریز

به مناسبت چهلم شهدای قم مردم تبریز به پا خاستند و حرکت آغاز شده را تداوم بخشیدند در این روز در تبریز عزای عمومی اعلام شد و علمای تبریز مجلس ختم برگزار نمودند. پلیس اطراف مسجد را محاصره نمود و از ورود جمعیت ممانعت کرد و اجتماع مردم متراکم شد و پلیس برای ارعاب و متفرق نمودن شروع به تیراندازی هوایی کرد و مردم به مأمورین حمله نمودند و با شعار درود بر خمینی و مرگ بر شاه راه‌پیمایی بزرگی را آغاز کردند و پلیس که قدرت مقاومت را از دست داده بود از ارتش کمک خواست و تظاهرات مردم به خاک و خون کشیده شد.

10 فروردین 1357 (پنج شنبه)

ـ قیام مردم یزد

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد به تبعیت از رهبر انقلاب عید را تحریم کردند و برای بزرگداشت شهدای تبریز، خود را مهیا ساختند. در روز چهارشنبه 9 فروردین مردم بعد از مراسم به خیابان ریختند و با شعارهای درود بر خمینی و مرگ بر شاه به راه‌پیمایی پرداختند و روز پنج شنبه 10 فروردین به دعوت آیت‌الله صدوقی تعطیل عمومی اعلام گشت و مردم در مساجد گرد آمدند و بازگشت امام خمینی و آزادی زندانیان سیاسی و نابودی رژیم پهلوی را خواستار شدند و در خاتمه جلسه به خیابان آمدند اما با تمرکز قوای پلیس و ارتش مواجه شدند. تیراندازی آغاز شد و گروهی به شهادت رسیدند و عده زیادی مجروح گردیدند.

25 اردیبهشت 1357 (دوشنبه)

در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، دولت آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

15 خرداد 1357 (دوشنبه)

به مناسبت سالگرد 15 خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

30 تیر 1357 (جمعه)

ـ تولد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)

مردم ایران برای نشان دادن نفرت خویش از رژیم پهلوی مراسم چراغانی و جشن شادی در این روز خجسته را تحریم کردند.

31 تیر 1357 (شنبه)

حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی خطیب مشهور در اثر تصادف کشته شد.

21 مرداد 1357 (شنبه)

درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

25 مرداد 1357 (چهارشنبه)

ـ اعلام حکومت نظامی توسط دولت آموزگار

دولت برای کنترل اوضاع در سطح کشور بخصوص در استانهایی که افراد خارجی در آن حضور بیشتری دارند در چند شهر اعلام حکومت نظامی نمود.

28 مرداد 1357 (شنبه)

ـ فاجعه سینما رکس آبادان

رژیم پهلوی برای ارعاب و ایجاد وحشت در میان مردم دستور به آتش کشیدن سینما رکس آبادان را داد در حالی که مردم بی‌خبر و بی‌گناه مشغول تماشای فیلم بودند. این فاجعه باعث مرگ 400 الی 60 انسان بی‌گناه گردید.

5 شهریور 1357 (یک شنبه)

ـ سقوط دولت جمشید آموزگار

در پی رسوایی فاجعه سینما رکس آبادان و عدم توفیق دولت آموزگار در سرکوب مردم و ایجاد اصلاحات در جهت تحکیم رژیم پهلوی‌، آموزگار را از مقام خود استعفا داد.

ـ تشکیل دولت شریف امامی

در پی سقوط دولت آموزگار، شریف امامی استاد اعظم لژ فراماسونری در ایران مأمور تشکیل دولت گردید.

13 شهریور 1357 (دوشنبه(

ـ راه‌پیمایی عید فطر

نماز عید فطر با حضور میلیونها نفر از مردم با ایمان تهران برگزار شد و بعد از نماز عید مردم به راه‌پیمایی پرداختند و خواستار لغو حکومت شاهنشاهی شدند.

17 شهریور 1357 (جمعه)

ـ جمعه سیاه

پس از راه‌پیمایی عید فطر و عدم دخالت قوای انتظامی مردم امیدوار شدند که قوای انتظامی به راه‌پیمایی‌های آرام کاری نخواهند داشت. جمعه 17 شهریور مردم صبح زود به حرکت در آمدند. در همین هنگام دولت ساعت 6 صبح در تهران و 12 شهر بزرگ دیگر حکومت نظامی اعلام کرد و مردم که از این امر اطلاع نداشتند دسته دسته به طرف محل تجمع که میدان ژاله (شهدا) بود حرکت کردند و در میدان با سربازان سر تا پا مسلح مواجه شدند. آنها مردم را محاصره نمودند و سپس شلیک کردند و به قصد کشتن آنها را هدف قرار دادند. در این فاجعه هزاران نفر در سراسر کشور و از جمله میدان شهدا (ژاله سابق(تهران به شهادت رسیدند.

25 شهریور 1357 (شنبه)

ـ زلزله طبس

زلزله در استان خراسان باعث ویرانی کامل شهر طبس و صدها روستای این استان گردید. در این فاجعه هزاران نفر در زیر آوار کشته دشند.

2 مهر 1357 (یک شنبه)

منزل امام خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید .

3 مهر 1357 (دوشنبه)

حزب رستاخیز که توسط رژیم پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.

10 مهر 1357 (دوشنبه)

ـ هجرت امام خمینی از عراق به کویت

با افزایش فشارها و جلوگیری دولت عراق از فعالیت‌های سیاسی حضرت امام خمینی ایشان تصمیم به خروج از این کشور گرفتند. به همین دلیل به طرف کویت حرکت کردند. امام دولت کویت به ایشان مجوز ورود به کویت را ندادند.

13 مهر 1357 (پنج شنبه)

- هجرت امام خمینی از عراق به پاریس

در پی عدم ورود امام خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت ایشان به نجف اشرف، امام خمینی تصمیم می‌‌‌‌‌‌گیرند برای ادامه مبارزه به فرانسه مهاجرت نمایند.

17 مهر 1357 (دوشنبه)

ـ تغییر مکان امام خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو

ـ دولت فرانسه از فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله خمینی جلوگیری می‌نماید.

19 مهر 1357 (چهارشنبه)

اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آغاز گردید.

24 مهر 1357 (دوشنبه)

ـ رژیم پهلوی مسجد جامع کرمان را به آتش کشید.

ـ به مناسبت چهلم شهدای 17 شهریور عزای عمومی اعلام شد.

29 مهر 1357 (شنبه)

ـ اعتصاب کارکنان صنعت نفت

با اعتصاب همگانی کارکنان و کارمندان صنعت نفت پالایشگاههای سراسر کشور در خطر تعطیل شدن قرار گرفت.

8 آبان 1357 (دوشنبه)

آیت‌الله طالقانی از بند رژیم پهلوی آزاد شدند.

10 آبان 1357 (چهارشنبه)

ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.

13 آبان 1357 (شنبه)

ـ تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد.

ـ آیت‌الله مفتح از زندان آزاد گردید.

15 آبان 1357 (دوشنبه)

ـ استعفا و سقوط کابینه شریف امامی در پی حوادث خونین 13 آبان اعلام گردید.

ـ تشکیل دولت نظامی به نخست وزیری ژنرال ازهاری اعلام گشت.

10 آذر 1357 (جمعه)

فریاد الله‌اکبر بر فراز بامها،‌ سراسر کشور را فرا گرفت.

11 دی 1357 (دوشنبه)

ـ روزهای خونین در مشهد مقدس

با اوج‌گیری تظاهرات مردم مشهد سربازان و مأمورین امنیتی در روزهای 9 ،‌ 10 و 11 دی ماه با حمله به حرم مطهر امام رضا (ع) و مردم در خیابانها و بیمارستانها عده زیادی را به شهادت رساندند و گروهی را مجروح نمودند.

16 دی 1357 (شنبه)

ـ دولت نظامی ازهاری سقوط کرد.

ـ‌ شاهپور بختیار از اعضای جبهه ملی ایران مأمور تشکیل کابینه از طرف محمدرضا پهلوی گردید و به سمت نخست وزیر منصوب شد.

23 دی 1357 (شنبه(

به دستور امام خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.

26 دی 1357 (سه شنبه)

ـ شاه رفت

ایران امروز غرق در نور و گل و شیرینی بود و مردم فرار محمدرضا پهلوی را جشن گرفتند. شاه که برای فرار خود معالجعه بیماری را دست‌آویز قرار داده بود در حقیقت برای انجام کودتایی دیگر به سبک 28 مرداد 1332 آماده می‌شد.

29 دی 1357 (جمعه)

اصول جمهوری اسلامی در راه‌پیمایی میلیونی مردم ایران اعلام گردید.

3 بهمن 1357 (سه شنبه)

شورای سلطنت که برای حفظ رژیم سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید.

4 بهمن 1357 (چهارشنبه(

برای جلوگیری از حضور امام خمینی در بین مردم ایران ارتش فرودگاه مهرآباد را به اشغال درآورد.

5 بهمن 1357 (پنج شنبه(

دولت بختیار 3 روز فرودگاههای کشور را بست.

7 بهمن 1357 (شنبه)

ـ‌ تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران در اعتراض به بستن فرودگاهها آغاز شد.

ـ راه‌پیمایی میلیونی مردم در تهران به مناسبت 28 صفر برگزار گردید.

9 بهمن 1357 (دوشنبه)

ـ فرودگاه برای ورود امام خمینی بازگشایی شد

در پی اعتصابات و تظاهرات و راه‌پیمایی مردم که خواستار بازگشایی فرودگاه مهرآباد بودند. دولت بختیار فرودگاه مهرآباد را از اشغال نظامی خارج کرد.

11 بهمن 1357 (چهارشنبه)

ـ مأمور ارتش در خیابانهای تهران

دولت برای ترساندن مردم و ایجاد حکومت وحشت با انجام رژه نظامیان در تهران و ترویج شایعه کودتا توسط ارتش دست به حیله دیگری برای انحراف مبارزات مردم ایران زد.

12 بهمن 1357 (پنج شنبه)

ـ ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاک ایران گذاشتند.

ـ فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام کرد.

ـ‌ نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.

17 بهمن 1357 (سه شنبه(

ـ ‌بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، حضرت امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.

ـ دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.

19 بهمن 1357 (سه شنبه)

ـ‌ راه‌پیمایی مردم ایران در حمایت از دولت موقت انجام شد.

ـ‌ نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی بیعت کردند.

ـ‌ حضرت امام خمینی به زیارت حضرت عبدالعظیم (س) رفتند.

20 بهمن 1357 (جمعه)

ـ‌ طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.

ـ‌ ساعت 9 شب سربازان گارد شاه به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خ دماوند)حمله نمودند.

ـ‌ مردم برا ی کمک به سربازان نیروی هوایی مسلح شدند.

21 بهمن 1357 (شنبه(

ـ دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.

ـ حضرت امام خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند.

ـ‌ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.

22 بهمن 1357 (دوشنبه)

ـ تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است.

ـ با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از 57 سال ظلم و ستم متلاشی گردید.

نقل از:    http://www.aviny.com/Occasion/Enghelab_Jang/Fajr/82/tarikh.aspx

دفعات مشاهده: 4673 بار   |   دفعات چاپ: 520 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 113 بار   |   0 نظر
::
:: نقش اخلاق در سیره عملی پیامبر اسلام (ص) ::

  نقش اخلاق در سیره عملی پیامبر اسلام (ص)

  محمد محمدی اشتهاردی

  یکی از شاخصه های پر اهمیت در پیشرفت اسلام اخلاق نیک و کلام‏دلاویز و پرجاذبه پیامبر اکرم (ص) با انسان‏ها بود، این خلق نیکوتا بدان حدی بود که معروف شد سه چیز در پیشرفت اسلام نقش به‏سزایی داشت :

  1- اخلاق پیامبر (ص)

  2- شمشیر و مجاهدات حضرت علی (ع)

  3- انفاق ثروت حضرت خدیجه (س)

  در قرآن مجید، به نقش اخلاق پیامبر (ص) درپیشرفت اسلام و جذب ‏دل‏ها تصریح شده است، آن جا که می‏خوانیم: «فبما رحمه من الله‏لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فی الامر; ای رسول ما! به خاطر لطف ورحمتی که از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏گشته‏ای، و اگر خشن و سنگدل بودی، مردم از دور تو پراکنده‏می‏شدند، پس آن‏ها را ببخش، و برای آن‏ها طلب آمرزش کن، و درکارها با آن‏ها مشورت فرما .»

  ازاین آیه استفاده می‏شود که : 1- نرمش و اخلاق نیک، یک هدیه الهی است، کسانی که نرمش ندارند،از این موهبت الهی محرومند; 2- افراد سنگ‏دل و سخت‏گیر نمی‏توانند مردم‏داری کنند، و به جذب‏نیروهای انسانی بپردازند; 3- رهبری و مدیریت صحیح با جذب و عطوفت همراه است; 4- باید دست‏شکست‏خوردگان در جنگ و گنهکاران شرمنده را گرفت وجذب کرد (با توجه به این که شان نزول آیه مذکور در موردندامت فراریان مسلمان در جنگ احد نازل شده است); 5- مشورت با مردم از خصلت‏های نیک و پیوند دهنده است که موجب‏انسجام می‏گردد .

  پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که ارزش‏های اخلاقی را بسیار ارج‏می‏نهاد، خود در سیره عملی‏اش مجسمه فضایل اخلاقی و ارزش‏های والای‏انسانی بود، او در همه ابعاد زندگی با چهره‏ای شادان و کلامی‏دلاویز با حوادث برخورد می‏کرد .

  به عنوان مثال، درتاریخ آمده‏است:در سال نهم هجرت هنگامی که قبیله سرکش طی بر اثر حمله‏قهرمانانه سپاه اسلام شکست ‏خوردند، عدی بن حاتم که از سرشناسان‏این قبیله بود به شام گریخت، ولی خواهر او که «سفانه‏» نام‏داشت‏ به اسارت سپاه اسلام درآمد .

  سفانه را همراه سایر اسیران به مدینه آوردند و آنان را درنزدیک مسجد در خانه‏ای جای دادند، روزی رسول خدا (ص) از آن‏اسیران دیدن کرد، سفانه از موقعیت استفاده کرده و گفت: «یا محمد هلک الوالد و غاب الوافد فان رایت ان تخلی عنی، و لا تشمت ‏بی احیاء العرب، فان ابی کان یفک العانی، و یحفظ الجار، و یطعم‏الطعام، و یفشی السلام، و یعین علی نوائب الدهر ;

  ای محمد!پدرم (حاتم) از دنیا رفت، و نگهبان و سرپرستم (عدی) ناپدید شدو فرار کرد، اگر صلاح بدانی مرا آزاد کن، و شماتت و بدگویی‏قبیله‏های عرب‏ها را از من دور ساز، همانا پدرم (حاتم) بردگان‏را آزاد می‏ساخت، از همسایگان نگهبانی می‏نمود، و به مردم غذامی‏رسانید، و آشکارا سلام می‏کرد، و در حوادث تلخ روزگار، مردم‏را یاری می‏نمود .»

  پیامبر اکرم (ص) که به ارزش‏های اخلاقی، احترام شایان می‏نمود، به‏سفانه فرمود: «یا جاریه هذه صفه المؤمنین حقا، لو کان ابوک مسلما لترحمناعلیه; ای دختر ! این ویژگی‏هایی که برشمردی، از صفات مؤمنان‏راستین است، اگر پدرت مسلمان بود، ما او را مورد لطف و رحمت‏قرار می‏دادیم.» آنگاه پیامبر (ص) به مسؤولین امر فرمود:«خلوا عنها فان اباها کان یحب مکارم الاخلاق; این دختر را به‏پاس احترامی که پدرش به ارزش‏های اخلاقی می‏نمود، آزاد سازید .».

  آن گاه پیامبر (ص) لباس نو به او پوشانید، و هزینه سفر به شام‏را در اختیار او گذاشت، و او را همراه افراد مورد اطمینان به‏شام نزد برادرش رهسپار کرد .

 

  نمونه‏هایی از اخلاق پیامبر (ص)

  در سیره عملی پیامبر (ص) صدها نمونه از اخلاق نیک و زیبا وجوددارد که هر کدام نشانگر قطره‏ای از اقیانوس عظیم حسن خلق آن‏حضرت است، همان گونه که خداوند با تعبیر « و انک لعلی خلق‏عظیم; و همانا تو اخلاق عظیم و برجسته‏ای داری‏» به این مطلب‏اشاره فرموده است .

  نظر شما را به چند نمونه از آن‏ها جلب‏می‏کنیم: 1- عدی بن حاتم می‏گوید: «هنگامی که خواهرم سفانه به اسارت‏سپاه اسلام درآمد و من به سوی شام گریختم، پس از مدتی خواهرم‏با کمال وقار و متانت ‏به شام آمد و مرا در مورد این که‏گریخته‏ام و او را تنها گذاشتم سرزنش کرد، عذرخواهی کردم، پس‏از چند روزی از او که بانویی خردمند و هوشیار بود، پرسیدم:«این مرد (پیامبر اسلام) را چگونه دیدی؟ » گفت: «سوگند به‏خدا او را رادمردی شکوهمند یافتم، سزاوار است که به اوبپیوندی که در این صورت به جهانی از عزت و عظمت پیوسته‏ای‏ ».

  با خود گفتم به راستی که نظریه صحیح همین است، به عنوان پذیرش‏اسلام، به مدینه سفر کردم، پیامبر (ص) در مسجد بود، در آن جا به‏محضرش رسیدم، سلام کردم، جواب سلامم را داد و پرسید:کیستی؟ عرض کردم عدی بن حاتم هستم، آن حضرت برخاست و مرا به‏سوی خانه‏اش برد، در مسیر راه با این که مرا به خانه می‏برد،بانویی سالخورده و مستضعف با او دیدار کرد، اظهار نیاز نمود،پیامبر (ص) به مدتی طولانی در آنجا توقف کرد و آن بانو را درمورد تامین نیازهایش راهنمایی فرمود. با خود گفتم:«سوگند به خدا این شخص پادشاه نیست .»

  سپس از آن جا گذشتیم وبه خانه رسول خدا (ص) وارد شدم، پیامبر (ص) از من استقبال وپذیرایی گرمی نمود، زیراندازی که از لیف خرما بود، نزدم آوردو به من فرمود: بر روی آن بنشین. گفتم: بلکه شما بر آن‏بنشینید. فرمود: نه، شما بر آن بنشین، خود آن حضرت بر روی‏زمین نشست، با خود گفتم: این نیز نشانه دیگر که آن حضرت،پادشاه نیست. سپس مطلبی از دینم را که راز پوشیده بود بیان‏فرمود، دریافتم که او بر رازها آگاهی دارد، و فهمیدم که‏پیامبر مرسل می‏باشد، بیانات و پیشگوییها و مهربانی‏هایش مراشیفته‏اش کرده و همانجا مسلمان شدم .»

  2- در جنگ خیبر که با حضور شخص پیامبر (ص) در سال هفتم هجرت‏رخ داد، پس از پیروزی سپاه اسلام بر سپاه کفر، جمعی از یهودیان‏به اسارت سپاه اسلام درآمدند، یکی از اسیران، صفیه دختر حی بن‏اخطب (دانشمند سرشناس یهود) بود.بلال حبشی، صفیه را به همراه زنی دیگر به اسارت گرفت و آن‏ها رابه حضور پیامبر (ص) آورد، ولی هنگام آوردن آن‏ها اصول اخلاقی رارعایت نکرد، و آن‏ها را از کنار جنازه‏های کشته‏شدگان یهود حرکت‏داد، صفیه وقتی که پیکرهای پاره پاره یهودیان را دید بسیارناراحت‏شد و صورتش را خراشید، و خاک بر سر خود ریخت، و سخت‏گریه کرد .

  هنگامی که بلال آنها را نزد پیامبر (ص) آورد،پیامبر (ص) از صفیه پرسید: «چرا صورتت را خراشیده‏ای و این‏گونه خاک‏آلود و افسرده هستی؟! » صفیه ماجرای عبورش از کنارجنازه‏ها را بیان کرد، رسول اکرم (ص) از رفتار غیر انسانی و خلاف‏اخلاق اسلامی بلال حبشی ناراحت‏ شده و بلال را سرزنش کرده و فرمود: «ا نزعت منک الرحمه یا بلال حیث تمر بامراتین علی قتلی‏رجالهما; ای بلال! آیا مهر و محبت و عاطفه از وجود تو رخت‏بربسته که آن‏ها را از کنار کشته‏شدگانشان عبور می‏دهی؟! چرابی‏رحمی کردی؟ »

  جالب این که پیامبر اکرم (ص) برای جبران رنج‏ها و ناراحتی‏های‏صفیه، با او ازدواج کرد، سپس او را آزاد، و بار دیگر باپیش ‏نهاد صفیه با او ازدواج نمود و به این ترتیب، ناراحتی‏های اورا به طور کلی از قلبش زدود .

  3- در ماجرای جنگ حنین که در سال هشتم هجرت رخ داد، شیماءدختر حلیمه که خواهر رضاعی پیامبر (ص) بود، با جمعی از دودمانش‏به اسارت سپاه اسلام درآمدند، پیامبر (ص) هنگامی که شیماء را درمیان اسیران دید، به یاد محبت‏های او و مادرش در دوران‏شیرخوارگی، احترام و محبت‏شایانی به شیماء کرد. پیش روی اوبرخاست و عبای خود را بر زمین گستراند، و شیماء را روی آن‏نشانید، و با مهربانی مخصوصی از او احوال‏پرسی کرد، و به اوامر فرمود: «تو همان هستی که در روزگار شیرخوارگی به من محبت‏کردی...» (با این که از آن زمان حدود شصت‏سال گذشته بود ).

  شیماء از پیامبر (ص) تقاضا کرد، تا اسیران طایفه‏اش را آزادسازد، یامبر (ص ) به او فرمود:«من سهمیه خودمرا بخشیدم،و در مورد سهمیه سایر مسلمانان،به تو پیشنهاد می‏کنم که بعد از نماز ظهر برخیز و در حضورمسلمانان، بخشش مرا وسیله خود قرار بده تا آنها نیز سهمیه خودرا ببخشند .

  شیماء همین کار را انجام داد، مسلمانان گفتند: «ما نیز به‏پیروی از پیامبر ( ص) سهمیه خود را بخشیدیم .»

  سیره‏نویس معروف‏ابن هشام می‏نویسد: «پیامبر (ص ) به شیماء فرمود: اگر بخواهی باکمال محبت و احترام، در نزد ما بمان و زندگی کن، و اگر دوست‏داری تو را از نعمت‏ها بهره‏مند می‏سازم و به سلامتی به سوی قوم‏خود بازگرد؟» شیماء گفت: می‏خواهم به سوی قوم خود بازگردم.پیامبر (ص) یک غلام و یک کنیز به او بخشید و این دو با هم‏ازدواج کردند، و به عنوان خدمتکار خانه شیماء به زندگی خودادامه دادند .

  4- مهربانی و اخلاق نیکوی پیامبر (ص) در حدی بود که امام صادق (ع)فرمود:روزی رسول خدا (ص) نماز ظهر را با جماعت‏خواند، مردم بسیاری به‏او اقتدا کردند، ولی آن‏ها ناگاه دیدند آن حضرت بر خلاف معمول‏دو رکعت آخر نماز را با شتاب تمام کرد ( مردم از خودمی‏پرسیدند، به راستی چه حادثه مهمی رخ داده که پیامبر (ص)نمازش را با شتاب تمام کرد؟!) پس از نماز از پیامبر (ص)پرسیدند: «مگر چه شده؟ که شما این گونه نماز را (با حذف‏مستحبات) به پایان بردی؟» پیامبر (ص) در پاسخ فرمود:«اما سمعتم صراخ الصبی; آیا شما صدای گریه کودک رانشنیدید؟» معلوم شد که کودکی در چند قدمی محل نمازگزاران‏گریه می‏کرده، و کسی نبود که او را آرام کند، صدای گریه او دل‏مهربان پیامبر (ص) را به درد آورد، از این رو نماز را با شتاب‏تمام کرد، تا کودک را از آن وضع بیرون آورده، و نوازش نماید .

  5- عبد الله بن سلام از یهودیان عصر پیامبر (ص) بود، عواملی ازجمله جاذبه‏های اخلاق پیامبر (ص) موجب شد که اسلام را پذیرفت ورسما در صف مسلمانان قرار گرفت، او دوستی از یهودیان به نام‏«زید بن شعبه‏» داشت، عبدالله پس از پذیرش اسلام همواره زیدرا به اسلام دعوت می‏کرد، و عظمت محتوای اسلام را برای او شرح‏می‏داد بلکه به اسلام گرویده شود، ولی زید هم چنان بر یهودی‏بودن خود پافشاری می‏کرد و مسلمان نمی‏شد .

  عبدالله می‏گوید: روزی‏به مسجدالنبی رفتم ناگاه دیدم، زید در صف نماز مسلمانان نشسته‏و مسلمان شده است، بسیار خرسند شدم، نزدش رفتم و پرسیدم «علت‏مسلمان شدنت چه بوده است؟» زید گفت: تنها در خانه‏ام نشسته‏بودم و کتاب آسمانی تورات را می‏خواندم، وقتی که به آیاتی که‏در مورد اوصاف محمد (ص) بود رسیدم، با ژرف‏اندیشی آن را خواندم‏و ویژگی های محمد (ص) را که در تورات آمده بود به خاطر سپردم،با خود گفتم بهتر آن است که نزد محمد (ص) روم و او رابیازمایم، و بنگرم که آیا او دارای آن ویژگی‏ها که یکی از آنها«حلم و خویشتن‏داری‏» بود هست‏یا نه؟ چند روز به محضرش رفتم،و همه حرکات و رفتار و گفتارش را تحت نظارت دقیق خود قراردادم، همه آن ویژگی‏ها را در وجود او یافتم، با خود گفتم تنهایک ویژگی مانده است، باید در این مورد نیز به کند و کاو خودادامه دهم، آن ویژگی حلم و خویشتن‏داری او بود، چرا که درتورات خوانده بودم: «حلم محمد (ص) بر خشم او غالب است، جاهلان‏هرچه به او جفا کنند، از او جز حلم و خویشتن‏داری نبینند .»

  روزی برای یافتن این نشانه از وجود آن حضرت، روانه مسجد شدم،دیدم عرب بادیه‏نشینی سوار بر شتر به آنجا آمد، وقتی که‏محمد (ص) را دید، پیاده شد و گفت : « من از میان فلان قبیله به‏اینجا آمده‏ام، خشکسالی و قحطی باعث‏شده که همه گرفتار فقر وناداری شده‏ایم، مردم آن قبیله مسلمان هستند، و آهی در بساطندارند، وضع ناهنجار خود را به شما عرضه می‏کنند، و امید آن رادارند که به آنها احسان کنی .»

  محمد (ص) به حضرت علی (ع)فرمود:آیا از فلان وجوه چیزی نزد تومانده است؟ حضرت علی (ع) گفت: نه،پیامبر (ص) حیران و غمگین شد، همان دم من به محضرش رفتم عرض‏کردم ای رسول خدا! اگر بخواهی با تو خرید و فروش سلف کنم،اکنون فلان مبلغ به تو می‏دهم تا هنگام فصل محصول، فلان مقدارخرما به من بدهی، آن حضرت پیشنهاد مرا پذیرفت، و معامله راانجام داد، پول را از من گرفت و به آن عرب بادیه‏نشین داد .

  من‏هم چنان در انتظار بودم تا این که هفت روز به فصل چیدن خرمامانده بود، در این ایام روزی به صحرا رفتم، در آنجا محمد (ص)را دیدم که در مراسم تشییع جنازه شخصی حرکت می‏کرد، سپس درسایه درختی نشست و هر کدام از یارانش در گوشه‏ای نشستند، من‏گستاخانه نزد آن حضرت رفتم، و گریبانش را گرفتم و گفتم:«ای پسر ابو طالب! من شما را خوب می‏شناسم که مال مردم رامی‏گیرید و در بازگرداندن آن کوتاهی و سستی می‏کنید، آیا می‏دانی‏که چند روزی به آخر مدت مهلت ‏بیشتر نمانده است؟ »

  من با کمال‏بی‏پروایی این گونه جاهلانه با آن حضرت رفتار کردم (با این که‏چند روزی به آخر مدت مهلت‏باقیمانده بود) ناگاه از پشت‏سر آن‏حضرت، صدای خشنی شنیدم، عمر بن خطاب را دیدم که شمشیرش را ازنیام برکشیده ، به من رو کرد و گفت: «ای سگ! دور باش.» عمرخواست ‏باشمشیر به من حمله کند، محمد (ص) از او جلوگیری کرد وفرمود:«نیازی به این گونه پرخاش‏گری نیست، باید او (زید) را به حلم‏و حوصله سفارش کرد، آن گاه به عمر فرمود:«برو از فلان خرمافلان مقدار به زید بده .»

  عمر مرا همراه خود برد و حق مرا داد،به علاوه بیست پیمانه دیگر اضافه بر حقم به من خرما داد. گفتم: این زیادی چیست؟ گفت:چه کنم حلم محمد (ص) موجب آن شده است، چون تو از نهیب وفریاد خشن من آزرده شدی،محمد (ص) به من دستور داد این زیادی‏را به تو دهم، تا از تو دلجویی شود، و خوشنودی تو به دست آید .

  هنگامی که آن اخلاق نیک و حلم عظیم محمد (ص) را دیدم مجذوب اسلام‏و اخلاق زیبای محمد (ص) شدم، و گواهی به یکتایی خدا، و رسالت ‏محمد (ص) دادم و در صف مسلمانان درآمدم .

  این‏ها چند نمونه از سلوک اخلاقی پیامبر اسلام (ص) بود، که هرکدام چون آیینه ای شفاف ما را به تماشای جمال زیبای اخلاق نیک‏آن حضرت دعوت می‏کند، و یکی از راز و رمزهای مهم پیشرفت اسلام‏در صدر اسلام را که بسیار چشمگیر بود، به ما نشان می‏دهد . در فرازی از گفتار حضرت علی (ع) در شان اخلاق پیامبر (ص) چنین‏آمده:«رفتار پیامبر ( ص) با همنشینانش چنین بود که دائما خوش‏رو،خندان، نرم و ملایم بود، هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بدزبان،عیبجو و مدیحه‏گر نبود، هیچ کس از او مایوس نمی‏شد، و هر کس به‏در خانه او می‏آمد، نومید باز نمی‏گشت، سه چیز را از خود دورکرده بود; مجادله در سخن، پرگویی، و دخالت در کاری که به اومربوط نبود، او کسی را مذمت نمی‏کرد، و از لغزش‏های پنهانی مردم‏جستجو نمی‏نمود، جز در مواردی که ثواب الهی دارد سخن نمی‏گفت،در موقع سخن گفتن به قدری گفتارش نفوذ داشت که همه سکوت نموده‏و سراپا گوش می‏شدند ...

دفعات مشاهده: 5869 بار   |   دفعات چاپ: 542 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 115 بار   |   0 نظر
::
:: هفته وحدت (ریشه امت اسلامی و مبنای وحدت اُمت اسلامی ) ::

  ریشه امت اسلامی و مبنای وحدت اُمت اسلامی

  نویسنده:مرحوم علامه محمد تقی جعفری

  منظور از امت اسلامی، مردم جوامعی هستند که دین اسلام را بعنوان آیین ودین سعادت بخش در دو قلمرو مادی و معنوی پذیرفته اند.

  منشا حقیقی وحدت امت اسلامی ، همانا دین اسلام است.این منشا ،ریشه اصلی خود را از فطرت سلیم انسان میگیرد که خداند متعال در نهاد مردم همه جوامع به ودیعت نهاده است . تحولاتی که این دین فطرت در طول تاریخ داشته، فقط مربوط به فروع جزیی احکام بوده است که از تنوع موقعیت های حیاط انسانی در جوامع مختلف سرچشمه گرفته است . و اصول و مبادی کلی که من دین الهی را تشکیل میدهند، همواره در طول تاریخ متحد بوده اند . بنابراین، از نظر ما ،مبنای وحدت امت اسلامی مستند به همان دین فطری انسانی است که همه پیامبران الهی آن را به بشریت تبلیغ نموده و متن کامل آن پس از حضرت نوح و پیامبران پیشین به وسیله حضرت ابراهیم ابلاغ شده و یهود و مسیحیت نیز خود را وابسته به آن می دانند . ارکان و اجزا اصلی دین فطرت که ملت اسلامی باید آن ها را دارا باشد ، از دو طریق اثبات می شود :

  1- قرآن مجید که حاوی اثبات توحید خالص "اعتقاد به یگانگی خداوند و شریک ندشتن او به طور مطلق و لزوم اعتقاد به صفات کمالی خداوند و سلب صفات نقص و وابستگی از خداوند" می باشند.

  2- معاد و ابدیت که بدون آن دو حیات انسان ها در این دنیا قابل تفسیر و توجیه قانع کننده نمی باشد.

  3- نیاز بشر به پیامبران که حقایق فوق حواس و عقل او را در وصول به کمال واقعی که هدف زندگی او در این دنیا است به او آموزش دهند . این نیاز فقط با بعثت پیامبران و اوصیایی که بعد پیامبران کار تبلیغ را ادامه میدهند مرتفع خواهد شد .

  4-عبادت ها و تکالیفی که برای بر قراری رابطه کشش به بارگاه خداوندی ضرورت دارند . مانند نماز و حج .

  5- انجام دادن کارهای نیک بطور عام که ضروری ترین آنها همانا کوشش برای برآوردن نیاز های مادی و معنوی معقول مردم میباشد.

  این اصول و ارکان و اجزا از یک وحدت عالی در به فعلیت رسانیدن استعداد های آدمی برخوردارند که همان دین فطرت است که خداوند بر حضرت ابراهیم خلیل الله (علیه السلام) وحی فرموده است:و جاهدوا فی الله حق جهاده هوا جتباکم و ما جعل علیکم فی الدین من حرج مله ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل .(و جهاد کنید در راه خدا آنچنان که شایسته جهاد برای اوست ،او شما را برگزیده است و خداوند برای شما مشقتی در دین قرار نداده است . این همان دین پدرتان ابراهیم است او شما را پیش از این مسلمان نامیده است ). آیات دیگری در قرآن ثابت میکنند که دین ابراهیم همان دین فطرت است که بر همه پیامبران نازل شده است : (شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا والذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیمو الدین ولا تتفرقوا فیه) .

  (برای شما از دین همان را تشریع کرده است که به نوح توصیه فرموده و آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی (علیه السلام) توصیه نمودیم اینکه دین را بر پای دارید و در آن پراکنده نشوید ). و قطعی است که فطری آدمی همان گونه که در منطقه "آنچنان که هست" یک حقیقت است در منطقه "آنچنان که باید و شاید " که به موقعیت شخصیت ایده آل "النفس المطمئنه" میرسد ،یک حقیقت میباشد، زیرا تجزی و تلاشی فطرت و شخصیت دلیل آن است که نتوانسته لست از عرضه قوانین جبری و نا آگاه مادیات که در مجرای تجزیه و ترکیب است بالا تر برود.و هر اندازه که شخصیت متعالی شود به وحدت عالی تر نائل میگردد .
وحدت امت اسلامی و طرق وصول به آن

  باتوجه به ریشه اصلی امت اسلامی و متن مشترکی که نه تنها عامل وحدت همه مذاهب وفرقه های اسلامی ،بلکه عامل هماهنگی همه ادیان توحیدی ابراهیمی باید قرار گیرد،نمی بایست اختلاف مخل بر هم زیستی معقول وهماهنگ ادیان توحیدی بوجود آمده باشدچه آن متن مشترک ،می تواند زندگی اسلامی معقول را تامین نماید.در قرآن مجید،گذشته از آیاتی که به پیروی از دین حضرت ابراهیم (علیه السلام) دعوت می نماید،آیاتی وجود دارد که زمینه های مشترک هم ارباب ادیان حقه،در آنها بیان شده است:قل یا اهل الکتاب ،تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نسرک به شیئا و لا یتخذ اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا با نا مسلمون.(بگو ای اهل کتاب ،بیایید به یک کلمه مشترک میان ما و شما اتفاق داشته باشیم و آن اینست که نپرستیم جز خدا را و چیزی را به او شریک قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را خدایانی جز خدا اتخاذ نکند و اگر "از این دعوت تو "روی گردان شدند،بگویید شاهد باشید به اینکه ما مسلمان هستیم) (آل عمران آیه 64) .

  اما ملاحظه می شود که علی رغم متن مشترک و ریشه های مشترک ادیان توحیدی،مواردی از اختلاف بین این ادیان به ظهور رسیده است.البته اختلاف نظر یک پدیده ضروری در مسائل نظری است ،چه اختلاف نظری در بین صاحب نظران یکی از بدیهی ترین پدیده های معرفت پویا است که انکار یا تردید در آن،یا ناشی از بی اطلاعی است و یا از ناتوانی در رویارویی فکری با مسائل نظری سرچشمه می گیرد.این پدیده به قدری شایع است که نمی توان حتی دو متفکر صاحب نظر در یک رشته واحد را پیدا کنید که آن دو،در همه تعریفات و مواد استلال وروش، در همان رشته اتفاق نظر داشته باشند.با این حال،همواره تعدادی از اصول کلی در مسائل نظری، ،چه در قلمرو علوم و چه در فلسفه و اخلاقیات و حقوق واقتصاد وسیاست،و چه در هنر وادبیات و غیر اینها مورد اتفاق همه صاحب نظران قرار می گیرند. اگر اختلاف نظرها در تفسیر و تطبیق آن اصول کلی دور از غرض ورزیها و بازیگریهای تصنعی باشد،نه تنها هیچ گونه ضرری بر اتفاق نظر در آن اصول کلی مشترک وارد نمی آورد، بلکه موجب دقت وگسترش بیشتر در معارف مربوط و برخورداری بهتر از آناصول کلی می گردد.تاریخ اسلام در همه مسائل نظری شاهد اختلاف آرا و عقاید بوده است و این اختلاف،تا آجا که به اصول کلی مشترک اخلالی وارد نیاورده،رایج ومورد استقبال بوده است و حتی به عنوان یک امر ضروری تلقی شده است. حتی در اصول کلی مشترک،مثل توحید،نبوت،رهبری بعد از پیامبر،معاد،صفات خداوندی و قرآن نیز مباحث نظری فراوان مطرح شده و نه تنها اغلب موجب آن نشده که متفکران اسلامی یکدیگر را تکفیر کنند، بلکه عامل گسترش وعمق معارف حکمی وکلامی نیز گشته است.اما اختلاف نظر در فروع مورد اتفاق ،مانند نماز،روزه،حج،جهاد،ابواب گوناگون اقتصادو کیفرها (حدود ودیات)و غیر آن که بسیار فراوان ورایج اند،بدیهی تر از آنست که نیازی به بحث و تحقیق داشته باشد.اما در هر حال،میتوان اختلاف را به دو نوع تقسیم کرد :
الف:اختلاف معقول

  اختلاف معقول عبارت است از اختلافی که ناشی از چگونگی اطلاعات مربوط به مسئله و استعداد ها،مخصوصا نبوغ وعموم موضع گیری های طبیعی و قانونی است که اشخاص در ارتباط با حقائق دارند،مانند اختلاف نظر در دریافت واقعیات عالم هستی از دیدگاه علوم نظری و فلسفه ها. این همان اختلاف معقول است که نه تنها نباید مورد تردید و انکار قرار بگیرد،بلکه موجب گسترش و عمق بیشتر در معارف نیز می گردد.روایت معروف اختلاف امتی رحمه(اختلاف امت من رحمت است)(سفینه البحار،محدث قمی ج2ص42)،اشاره به همین اختلف معقول می نماید. بر اساس همین نگرش بوده است که اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان اسلامی،چه در فقه و اصول و فهم احادیث،چه در فلسفه وکلام و ادبیات و غیر ذلک با کال رضایت به بحث وکاوش و اظهار نظرهای مختلف می پرداختند و هیچیک دیگری را خارج از اسلام تلقی نمی کرد. اگر به تاریخ اسلام بنگریم،خواهیم دید که علمای فراوانی در حضور علمایی که در مسائل نظری هم رای آنان نبوده اند، شاگردی کرده اند و کتابهای یکدیگر را مورد شرح و تحقیق قرار می دادند. مثلا کتاب تجرید الاعتقاد تالیف خواجه نصیر الدین طوسی از بزرگترین علمای شیعه مورد شرح ملا علی قوشجی از علمای اهل سنت قرار گرفته است و کتاب المحجه البیضاء ملا محسن فیض، از مشاهیر علمای شیعه، در شرح وتحقیق احیاء العلوم غزالی که از معروفترین علمای اهل سنت است تالیف شده است .

  ب:اختلاف نا معقول

  عبارت است از اختلافی که ناشی از عوامل غیر قانونی وانحرافی می باشد، مانند پیشروی از هوی و هوس که از مهمترین نمودهای آن، خود نمایی و شهرت پرستی است. در طول تاریخ، کسانی بوده اند که خواسته اند خود را مطرح کنند و با تظاهراتی مثل آزاد فکری، آزادی راه وآزادی بیان، اما در حقیقت با عشق به قدرت، مشهور شوند. عشقی که نهایت ناتوانی اثبات می کند. همانگونه که در سازندگان و ترویج کنندگان مذاهب دروغین می بینیم، یکی از اساسی ترین عوامل بدست آوردن قدرت در طول تاریخ، ایجاد اختلاف در عقیده یا عقائد مردم یک جامعه بوده است . این جریان، نه تنها موجب پراکنندگی افکار و عقائد و ایده آل های متحد کننده یک جامعه می گردد، بلکه گاهی عامل شدید ترین خصومت ها وتضادها در میان مردم یک یا چند جامعه می شود که در عمق، افکار و عقائد مشترک بسیاری با یکدیگر داشته اند. چون عقاید و آرمانها تفسیر کننده هدف و فلسفه حیات انسانهاست، بازی با آنها یا بوجود آوردن اختلاف های نا معقول میان انسانها برای نیل به قدرت، یکی از ضد انسانی ترین روشهای قدرت طلبان محسوب می شود. از زمره دیگر انواع اختلافات نامعقول، آن است که ناشی از شطرنج بازیهای ذهنی در علوم نظری است که فقط برای ارضای حس تخیل و اعتلاء طلبی در امور فکری محض بر می خیزد. بدین ترتیب ، با کمال صراحت می توان گفت که اختلاف در مسیر رقابت های سازنده،مطلوب ترین عامل پیشرفت معرفت و عمل است و بدون آن، هیچ گونه حرکت تکاملی در حوزه دو حقیقت مذکور (معرفت وعمل) امکان پذیر نخواهد بود. در دین اسلام، هرگز چنین دستوری وجود ندارد که همه مغزهای مسلمین، فعالیت یکنواخت داشته باشند و همه به نتایج واحد برسند. از طرف دیگر، اصرار شدید اسلام بر این است که بحث و کاوش و اجتهاد باید دائمی و مستمر باشد. بدیهی است که این قضیه دوم، بدون بروز اختلاف امکان پذیر نخواهد بود. بنابر این، اختلاف نظرها به عنوان یک پدیده طبیعی که معلول پویائی معارف اسلامی است، پذیرفته شده، اما این اختلاف باید در مسیر رقابتهای سازنده قرار بگیرد، نه تضادهای ویران کننده،. البته گاه این تکاپوها و رقابتهای مثبت، از طرف قدرت پرستان، مبدل به تضادهایی می گردد که عامل پیشرفت تکاملی را، به عامل رکود و سقوط نابود کننده بدل می سازد. اما اختلاف های نا معقول که برای بدست آوردن سلطه و قدرت بوجود می آیند، سطحی و زود گذر و غالبا تکراری است، مانند کتابهایی که برای اختلاف افکندن بین شیعه و سنی در دوران ما نوشته می شوند. معمولا این گونه آثار، برای صاحب نظران و متفکران فقط اسباب تمسخر وتاسف خواهند بود، و برای افکار ساده و بی اطلاع نیز اثری زود گذر و فراموش شدنی بجا خواهند گذارد. از طرف دیگر، هر جا که آتشی از اختلاف بر افروخته شده،هرچند نهالهایی چند از باغ خداوندی را سوزانده، اما روشنایی هایی برای متفکران بوجود آورده که در نور آن، هم ابعاد مخفی و مزایای مکتب را روشن ساخته، و هم نیات تفرقه افکن را واضح تر ساخته است ، چه اگر یک قضیه از واقعیت صحیح بر خوردار باشد، هر حمله ای که از طرف غرض ورزان صورت گیرد، سطوح و ابعاد و توانایی مقابله آن واقعیت را بالاتر می برد و روشن تر می سازد، و این ، عکس آن هدفی است که غرض ورزان تصور کرده اند .

  منبع: فرازی از کتاب استراتژی وحدت دراندیشه سیاسی اسلام جلد اول ، سید احمدموثقی

 

دفعات مشاهده: 4627 بار   |   دفعات چاپ: 501 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 93 بار   |   0 نظر
::
:: نهم ربیع الاول، نخستین روز امامت دوازدهمین آفتاب عشق حضرت مهدی موعود (عج ) بر پیروان و منتظران ظهورش مبارک باد ::

 

 

 

  نهم ربیع الاول، نخستین روز امامت دوازدهمین آفتاب عشق حضرت مهدی موعود (عج ) بر پیروان و منتظران ظهورش مبارک باد

 

  بر اساس روایات امام غایب و آخرین گل امامت که همواره نسیم حضورش در دوران غیبتش احساس می شود، به اذن الهی دوران غیبت را پشت سرمی گذارد و دل های تشنه عدالت و خسته از ظلم و بیداد انسان های زورمدار را با ظهورش سیراب می کند و جای جای این کره خاکی را از عطر حضورش سرمست خواهد کرد.

  امام صادق (ع) درمورد تولد مهدی موعود (عج) اینگونه می فرماید: محمد، علی، فاطمه، حسن، حسین و ائمه اولاد حسین، 14نوری هستند که خدای تعالی، 14 هزار سال پیش از خلق جمیع مخلوقات، آنها را خلق کرد. آخر ایشان مهدی قائم (ع) است که بعد از غیبتش، قیام می کند و زمین را از هر گونه جور و ستم پاک می گرداند.

  اکنون قرن ها از غیبت دوازدهمین حجت حق حجت ابن الحسن العسکری (عج) می گذرد و جهان تشنه روشنی آفتاب و دل های بی قرار، منتظرند تا آخرین گل زیبای ولایت و امامت سکان هدایت بشریت را در دست گیرد.

  ای حجت حق از کلام تو رودها به خروش می آیند، از صلابت تو کوه ها سر تعظیم فرود می آورند، از استقامت تو آسمان خاکسار می شود، از عبادت عاشقانه تو حضرت حق به خلقتت افتخار می کند پس بیا و با حضورت این کره خاکی را از هر آنچه زشتی و پلیدی است دور نگه دار تا وعده الهی محقق شده و دنیا سراسر عدالت و زیبایی شود.

  او حجت پنهان خداوند بر اهل زمین است و نوری را که امام حسین (ع) در دل های آسمانی برافروخت، در سراسر زمین منتشر می سازد.

  آن منجی موعود روزی با شمشیر عدالتش زنجیر ستم را از هم خواهد گسست و خورشید عدالتش از پشت ابرهای انتظار طلوع خواهد کرد تا جهان، پر از نور حقیقت شود.
ای عاشقان ظهور اینک در سالروز آغاز امامت امام زمان (عج) به امید آمدنش دعای فرج را با حضور قلب زمزمه کرده و از حضرت حق آمدنش را خالصانه و خاشعانه بخواهید. باشد که گوشه ای از دعاها و راز و نیازها این گره بسته را بگشاید و فرج آقایمان میسر شود.

 

  پایگاه مقاومت دانشگاه محقق اردبیلی

 

دفعات مشاهده: 4881 بار   |   دفعات چاپ: 490 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 102 بار   |   0 نظر
::
:: شهادت حضرت امام حسن عسگری (ع) ::

  ویژه نامه شهادت حضرت امام حسن عسگری (ع)

AWT IMAGE

  امام حسن عسکری(ع) :

  پـارسـاتـریـن مـردم کسـی است که در هنگـام شبهه تـوقف کنـد .

  عابـدتـریـن مـردم کسـی است که واجبـات را انجـام دهـد .

  زاهـد تـریـن مـردم کسـی است که حـرام را تـرک نمـاید .

  کـوشنـده تـریـن مـردم کسـی است که گنـاهـان را رهـا سازد. (تحف العقول ،ص 489. )

پایگاه مقاومت بسیج دانشگاه محقق اردبیلی سالروز شهادت امام حسن عسگری (ع) را محضر حضرت بقیه الله الاعظم امام عصر (عج) و عموم شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می نماید . در این ویژه نامه می خوانید: - ویژگیهای شخصیتی امام علیه السلام - درسهایی برای زندگی - تلاش های هفت گانه امام علیه السلام - تالیفات امام حسن عسکری ویژگی های شخصیتی امام علیه السلام

  امام حسن عسکری علیه السلام در کلیه صفات و ویژگی های مثبت شخصیتی زبانزد عام وخاص بود. در این میان شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، و جرأت و شهامت، از ویژگی های شخصیتی ایشان به شمار می آید. آن بزرگوار به همه انسان ها عشق می ورزید و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار می کرد. بدین جهات بود که نگاهش تا اعماق جان نفوذ می کرد و چون پناهی مطمئن برای بی پناهان و امید ناامیدان بود. امام حسن عسگری علیه السلام در سختی ها یاور شیعیان بود و در عبور از گذرگاه های سخت و پرپیچ وخم، هم چون چراغی روشنگر راه .

نمودار خلوص و پاکی

  امام حسن عسگری علیه السلام سرچشمه ایمان و جلوه ای از نور الهی بود. در سیمای تابناکش نور عشق و ایمان خانه داشت و در رازونیاز شبانه اش با پروردگار خلوص و پاکی موج می زد. پیشوای یازدهم ما به عبادت، تهجد، و نماز شب بسیار اهمیت می داد، به طوری که هیچ گاه آن را ترک نمی کرد. همین که پاسی از شب می گذشت از خواب بر می خاست، وضو می گرفت، و به رازونیاز با پروردگار متعال می پرداخت .

صداقت کلام و صفای باطن امام علیه السلام

  امام حسن عسکری علیه السلام با وجود پربرکتش، زندگی را با تمام زیبایی ها معنا می کرد. صفای باطنش، صداقت کلامش و دستان پر محبتش، به قلب ها گرمی می بخشید و نیروی پایداری و مقاومت می داد. آن روزها، با وجود امام عسکری علیه السلام ، زندگی معنای دیگری داشت. توفان حوادث در برابر اراده استوارش، به نسیمی زندگی بخش بدل می شد و انبوه مشکلات با کلام آرام و اطمینان بخش او به کنار می رفت. آرامش و استواری او قلب ها را آرام می کرد و بر زخم های دیرینه شیعیان مرهم می نهاد. چون صخره ای نفوذناپذیر، از دسترس فرومایگان به دور بود و به بلندای عزت و مردانگی اش خس وخار را راهی نبود .

در مسیر تربیت مردم

  امامان پاک، هم چون پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم پیوسته در تعلیم و تربیت مردم می کوشیدند. آنان، در تمامی اوقات به راهنمایی و تربیت مردم پایبند بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتی هرگوشه از زندگی روزمره آنان، آموزشگر کسانی بود که با آنان تماس داشتند. هرکس در هر وقت با آنان می نشست برایش ممکن بود که از اخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالی داشت، می توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این مربیّان الهی بود که همواره با رفتار و گفتار خویش نکته های پندآموز و نغز به پیروان راستین خویش، و حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام ، می آموخت. آری، شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار می داد و تحوّل عمیق در افکار و اعمال مردم پدید می آورد .

سخنان آرامش بخش امام علیه السلام

  امام حسن عسکری علیه السلام الگوی محبت و آرامش است؛ زیرا محبت، با او معنا می گرفت و در نگاهش موج می زد و از دستان پرمهرش جاری می شد و گونه های یخ زده را شوق زندگی می داد. وقتی یاران امام علیه السلام از سختی ها به جان می آمدند و زمانی که شیعیان تمام درها را به روی خود بسته می یافتند، کلمات گوهربار امام یازدهم، آرامش را به جان هایشان ارزانی می کرد. پرده های اندوه و ناامیدی با کلمات اطمینان بخش و پرجاذبه آن حضرت به کنار می رفت و نوری از امید و شادی بر قلب های خسته شیعیان تابیدن آغاز می کرد .

فروتنی امام عسگری علیه السلام

  فروتنی از فضایل اخلاقی است که موجب مودت و پیوستگی بیشتر در میان اعضای جامعه می شود و زندگی اجتماعی را رضایت بخش و مطبوع می سازد. این صفت نیکو، افراد را به هم نزدیک می کند و مشارکت های اجتماعی را افزایش می دهد و زمینه بهبود و ارتقای جامعه را فراهم می آورد. امام حسن عسکری علیه السلام درباره تواضع می فرمایند: «تواضع نعمتی است که بر آن حسد برده نمی شود .

گشاده رویی امام علیه السلام

  گشاده رویی و داشتن چهره شاد و خرم سبب گسترش شادی و نشاط و افزایش کارایی در جامعه می شود. همان طور که دل مردگی، بی نشاطی و داشتن چهره عبوس، غمگین و اخم آلود موجب گسترش افسردگی و کاهش کارایی و ثمربخشی افراد می شود. جامعه زنده و پویا، جامعه ای است که در آن نشاط، لبخند، شوخ طبعی و شادابی حاکم است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم همواره چهره گشاده داشت و با افراد با خوش رویی برخورد می کرد و از این طریق موجب جذب افراد به دین مبین اسلام می گردید. پیشوایان دینی، ما هریک، از این فضایل بهره مند بودند که از جمله آنان می توان به خورشید یازدهم، امام حسن عسکری علیه السلام ، اشاره نمود. بزرگ مردی که در گشاده رویی و انبساط خاطر سرآمد زمان خویش بود، به گونه ای که افراد پروانه وار دور شمع وجودش می چرخیدند واز زلال اندیشه و اخلاق کریمانه اش بهره ها می جستند .

عابد و زاهد در کلام امام حسن عسکری علیه السلام

  عبادت و رازونیاز با خدا، بدون شک دیواره درون را در برابر تهدید حوادث، مستحکم می کند و اراده را پولادین و تصمیم را استوار می سازد. زهد و پارسایی، روح را طراوت و تازگی می بخشد، روان را صیقل می دهد و انسان را از تسلیم، تردید، ترس، تزلزل، شکست و انزوا می رهاند. امام حسن عسکری علیه السلام افراد پارسا، عابد و زاهد را این گونه معرفی و توصیف می نمایند: « پارساترین مردم کسی است که به هنگام شبهه توقف کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک نماید؛ و کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد ».

  درسهایی برای زندگی

  بهترین درسها همان است که انسان از آنها در زندگانی خویش بهره برمی‏دارد. ائمه هدی‏علیهم السلام آموزشهای زندگی بخش فراوانی ارائه داده‏اند که‏اگر ما به فهم آنها نایل شویم نیکبخت ترین مردم در دنیا و نزدیک ترین‏آنها به خشنودی خداوند در آخرت خواهیم بود. تأمل در باره پاره‏ای از سخنان امام در این عرصه مهم که ذیلاً نقل‏ می‏شود ما را به این مهم رهنمون خواهد ساخت :

  " تا آنجا که تحمّل داری، در خواست و سؤال مکن، زیرا برای هر روزی، رزق جدید است و بدان که پا فشاری و اصرار در سؤال و کمک‏خواستن هیبت‏انسان را از بین می‏برد وباعث رنج و سختی می‏گردد. صبر پیشه کن تا خداوند دری به روی تو باز کند که گذشتن از آن برای تو سهل و آسان باشد. چه نزدیک‏است خداوند کارساز به انسان درمانده، وامنیت و آسایش به شخص فراری‏ ترسان، پس شاید غیرتها نوعی از تأدیب الهی باشد. و بهره‏ها و نصیب‏هامراتبی است، پس بر چیدن میوه‏ای که نرسیده است عجله مکن، چرا که دروقت مناسب آنرا بدست خواهی آورد. و بدان، تدبیر کننده کارت بوقتی که‏کارت را اصلاح کند آگاه‏تر است، به اختیار او در همه امور خود که بنفع توست ‏اطمینان کن، و در بر آوردن حاجات خود قبل از رسیدن وقت آن، عجله منماکه قلب و سینه‏ات، تنگ می‏شود، و یأس بر تو چیره می‏شود. و بدان که از برای بخشش، اندازه و مقداری است که اگر از آن فزونی یابد، اسراف خواهدبود و از برای مدارا و احتیاط اندازه‏ای است که هر گاه از آن بیشتر شود، جبن‏و ترس است و از برای اقتصاد و میانه روی مقدار است که زیادتر از آن بخل‏است و شجاعت را مقداری است که افزون آن تهوّر و بی‏باکی است و از تیزهوش آرام بر حذر باش. "

  بهترین برادران تو کسی‏است که گناهت را فراموش کرد و نیکی‏ترابه‏خویش یادآورد. سست ‏حیله ‏ترین ‏دشمنان کسی‏است که دشمنی خویش‏را آشکار ساخت.

  زیبائی چهره، جمال برون است و زیبایی عقل جمال درون است" "سزاوارترین مردم به محبّت کردن، کسی است که از او امید محبّت کردن‏دارند .

  پلیدیها در خانه‏ای قرار داده شدند و دروغ کلید آن خانه است .

  نادانی دشمن است، و حلم حکومت، و راحتی دلها را نشناخت آن که‏حلم، پاره‏های اندوه صبر و دشمنی را به وی جرعه جرعه نچشاند .

  هر که بر پشت باطل سوار شد، در سرای پشیمانی فرود آمد .

  تقدیرهای غالب با کشمکش دفع نگردند، و ارزاق نوشته شده را به آزنتوانند بدست آرند، و با امساک نتوان آنها را دفع گرداند .

  عطایای (شخص) کریم تو را پیش او خوب جلوه می‏دهد و بدونزدیکت می‏سازد، و عطایای )شخص( فرو مایه تو را از او دور می‏کند و به‏نزدش منفورت می‏سازد .

  هر که پارسایی خوی او باشد و کرم سرشت او و بردباری عادت اودوستانش زیاد گردد و تمجید بر او فراوان، و با ستایشهایی نیکویی که از اومی‏کنند بر دشمنانش پیروز می‏شود .

  در تشویق به روزه گرفتن و نماز شب خواندن فرمود: "شب زنده‏داری گواراتر از خواب است و گرسنگی در خوبی خوراک‏ فزاینده ‏تر.

  مؤمن برای مؤمن برکت است و بر کافر حجّت .

  دل احمق در دهان اوست و دهان حکیم در دل او .

  توجّه به رزقی که برایت تضمین شده، تو را از کار واجبت باز ندارد .

  هیچ عزیزی از حق جدا نشد جز آنکه خوار شد، و خواری حق رانگرفت مگر آنکه سر فراز شد .

  دوست نادان، مایه رنج است .

  دو خصلت است که والاتر از آنها چیزی نیست : ایمان به خداوند و سودرساندن به برادران .

  گستاخی‏فرزند بر پدر، در کوچکی، منجر به‏عاق شدن‏در بزرگی‏اش شود .

  اظهار شادمانی در برابر شخص غمزده، بی ادبی است .

  بهتر از زندگی چیزی است که اگر از دستش بدهی، زندگی را منفور داری‏و بدتر از مرگ چیزی است که چون بر تو فرود آید مرگ را محبوب شماری .

  ریاضت دادن نادان و ترک دادن معتاد از چیزی که بدان عادت کرده،خود معجزه است .

  تواضع نعمتی است که بر آن حسد نبرند .

  آدمی را طوری گرامی ندار که بر او سخت بگذرد .

  هر که برادرش را نهانی اندرز داد او را آراسته و آن که در برابر دیگرانش‏پند گفت، زشتش ساخته .

  هیچ بلایی نیست مگر اینکه برای خدا در پیرامون آن نعمتی است .

  چه زشت است برای مؤمن گرایشی که او را خوار می‏کند0

  پارساترین مردم کسی است که به هنگام بر خورد با امور شبهه ناک‏بازایستد، عابدترین مردم کسی است که فرایض را بر پای دارد، زاهدترین‏مردم کسی است که از حرام دست شوید، سخت کوش ترین مردم کسی است‏که گناهان را ترک گوید .

  شما در عمرهای کاسته شده و روزهای شمرده شده ( اندک) هستید،ومرگ ناگهان سر می‏رسد .
هر که تخم نیکی بکارد خوشی بدرود، و آن که تخم‏بدی بکارد پشیمانی بدرود .

  هر زارعی را همان چیزی است که می‏کارد، کندکار را بهره از دست نرود، و آزمند آنچه را که برایش مقدّر نیست به دست‏نیاورد .

  هر که به خیری رسد خدایش داده و هر که از شرّی در امان نگاه داشته‏شود، خدایش نگاه داشته .

در نامه مبارکش به ابن بابویه فقیه مشهور، فرموده است: "امّا بعد،تو را ای پیر و معتمد و فقیهم، ابو الحسن علی بن حسین قمی، که خدایت‏برای کسب خشنودیهایش تو را موفّق بدارد و به رحمت خویش از صلب‏تو فرزندانی صالح عطایت فرماید، سفارش می‏کنم به تقوای خدا و بر پای‏داشتن نماز و پرداخت زکات که نماز از مانعان زکات پذیرفته نشود. و تو را سفارش می‏کنم به آمرزش گناه، و فرو خوردن خشم، و صله‏رحم وهمدلی با برادران، و کوشش در ( جهت رفع) نیازهای ایشان درسختی وآسانی، و بردباری در برابر نادانان، و نفقه در دین، و تربیت درکارها و رعایت قرآن، و خوشخویی، و امر به معروف و نهی از منکر که‏خداوند عزّ و جلّ فرمود): لَا خَیرَ فِی کَثِیرٍ مِن نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَینَ‏النَّاسِ وَمَن یفْعَلْ ذلِکَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً یعنی: در بسیاری از راز گویی اینان هیچ چیزی نهفته نیست مگر آنکه به صدقه‏امر کند یا نیکی یا اصلاح میان مردم، و آن کسی که از پی خشنودی خدا این کاررا بکند بزودی پاداشی بزرگ عطایش فرماییم. و دوری از تمام زشتیها و بر تو باد گزاردن نماز شب (سه بار این‏دستور را تکرار فرموده) و هر که نماز شب را کوچک انگارد از ما نیست. پس به وصیت من عمل کن و شیعیانم را بگو تا بدان وادار شوند. و برتو باد انتظار فرج که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: "برترین اعمال امّت من، انتظارفرج است"، شیعیان ما همواره در اندوه خواهند بود تا آنکه فرزندم ظهورکند همان که پیامبرصلی الله علیه وآله بدو مژده داد که زمین را از عدل و داد پر می‏کندپس از آنکه از ستم وبیداد پر شده باشد. پس ای پیرو و شیعه من شکیبا باش و همه شیعیانم را به شکیبایی‏فرمان ده که: ( إِنَّ الْأَرْضَ للَّهِ‏ِ یورِثُهَا مَنْ یشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ) یعنی: " زمین از آن خداست، آن را به هر که از بندگانش خواهد به میراث دهد،وفرجام از آنِ پرهیزکاران است " و درود بر تو و بر تمام شیعیانم و رحمت و برکات خدا بر ایشان باد. خدا ما را بس است چه خوب وکیل و چه خوب سر پرست و چه‏خوب یاوری است .

تلاش‌های هفت‌گانه امام حسن عسکری (ع)

  امام عسکری، با وجود همه این فشارها و کنترلها و مراقبتهای بی وقفه حکومت عباسی، یک سلسله فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و علمی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامی انجام می‏داد که می‏توان آنها را بدین گونه خلاصه کرد:

  1 - کوششهای علمی در دفاع از آیین اسلام و ردّ اشکالها و شبهات مخالفان، و نیز تبیین اندیشه صحیح اسلامی،

  2 - ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق نمایندگان و اعزام پیکها و ارسال پیامها،

  3 - فعالیتهای سرّی سیاسی بر رغم تمامی کنترلها و مراقبتهای حکومت عباسی،

  4 - حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، بویژه یاران خاص خود،

  5 - تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات،

  6 - استفاده گسترده از آگاهی غیبی برای جلب منکران امامت و دلگرمی شیعیان،

  7 - آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم/

  امام حسن عسکری (ع) در راستای این اصول تا سر حد شهادت ایستادگی کردند و تحت شدیدترین شکنجه‌ها و خفقان‌ها در زندان‌ها، خانه و بیرون خانه، رسالت خود را به جهانیان ابلاغ فرمودند و سرانجام با نیرنگ معتمد عباسی مسموم شده و به شهادت رسیدند .

تالیفات امام حسن عسکری (ع (

  امام حسن عسکری (ع) در کنار کارهای علمی، مجموعه‌هایی از تفسیر، روایات، معارف اسلامی و عقاید را تالیف کردند. بعضی از این مجموعه‌ها به صورت نامه‌هایی طولانی بود که برای اشخاص می‌فرستادند، به علاوه روایات بسیار در ابواب فقه و سایر علوم اسلامی توسط افراد مختلف، از آن حضرت نقل شده است .

  علامه سیدمحسن امین پنج مجموعه را تحت عنوان تالیفات امام حسن عسکری (ع) ذکر کرده که عبارتند از :

  1 ـ تفسیر معروف قرآن، منسوب به امام حسن عسکری (ع).

  2 ـ نامه آن حضرت به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، مذکور در کتاب تحف‌العقول .

  3 ـ مواعظ قصار، مذکور در کتاب تحف‌العقول .

  4 ـ رساله المنقبه، مشتمل بر اکثر احکام حلال و حرام (این رساله در کتاب مناقب، ج 4، ص 424 با نام "المقنعه" ذکر شده است).

  5 ـ مکاتبات الرجال (کتاب اعیان الشیعه، ج 2، ص 41).

  

  

  

  

  

  

  

دفعات مشاهده: 5766 بار   |   دفعات چاپ: 601 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 113 بار   |   0 نظر
::
برای مشاهده کل مطالب بخش مناسبت ها اینجا را کلیک کنید.
moghavemat basij
Persian site map - English site map - Created in 0.26 seconds with 1288 queries by yektaweb 3455