• +98 (045) 33512081-90
  • info@uma.ac.ir

رئیس دانشگاه محقق اردبیلی: شیعه علی نمی تواند ستیزه جو و وحدت شکن باشد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۱/۲۶ | 

متن سخنرانی پروفسور گودرز صادقی در همایش علمی بین المللی معنویت و عقلانیت در مقابله با افراط گرایی در آکادمی علوم قرقیزستان به شرح زیر است:

AWT IMAGE

بنام خدا

آقایان و خانم ها، فرهنگ دوستان و دانشمندان محترم!

برای من مایه افتخار است که در شهر تاریخی بیشکک و در میان شما صاحبنظران و علاقمندان به وحدت اسلامی و اتحاد مسلمانان سخن بگویم. من نه به عنوان یک صاحبنظر در مسائل اجتماعی و دینی، بلکه به عنوان یک مسلمان معتقد به اعتدال و رحمت در این همایش مهم سخنرانی می کنم. طبیعتا مثل هر مسلمان ایرانی، شخصیت و افکار من تحت تاثیر تعلیمات دینی، محیط زندگی و تربیت خانوادگی شکل گرفته، رفتار و کردارم نماینده نوعی از تربیت اسلامی و ایرانی است. این دو را با هم می گویم، چون فرهنگ و محیط زندگی و نظام سیاسی حاکم بر ما بر بینش دینی ما بی تاثیر نیست. بخشی از عقاید ما به صورت موروثی از پدر و مادر و محیط به ما منتقل شده و بخشی دیگر حاصل مطالعات ماست. این عوامل، ضمن این که ممکن است نقش مثبتی بر عقاید ما بگذارند، طبیعتا ممکن است موجب دوری ما از اصل اسلام و تربیت اصیل پیامبر بزرگ ما نیز بشوند. این که یک نفر و حتی یک قوم خاص خود را صاحب کل حقیقت بداند ناشی از جهالت و خودبزرگ بینی اوست. ما باید خاضعانه دانسته ها و آموخته های خود را کنار هم بگذاریم و با رجوع به اصل قرآن، احادیث و روایات معتبر و سیره عملی حضرت رسول(ص) و تربیت شدگان اصلی و بلافصل مکتب اسلام خود را بیشتر و بیشتر به حقیقت دین نزدیک تر سازیم و خود را با آن انطباق دهیم.

از نظر اعتقاد دینی، من یک شیعه جعفری یا اصطلاحا دوازده امامی هستم. لیکن، زندگی در ایران این لطف را دارد که با زندگی در کنار معتقدین به سایر مذاهب اسلامی و حتی ادیان الهی دیگر(مسیحی و یهودی) حالت گریز و بیگانگی با آنها نداشته باشم. از نظر قومی و نژادی، من یک ایرانی آذری(ترک) هستم. لیکن، با فارس ها، کردها، آشوری ها، لرها و دیگر قومیت ها زندگی کرده ام و در کنار تفاوت های کم آموخته ام که نقاط اشتراک ما به عنوان انسان و اشرف مخلوقات بسیار بیشتر است.

از مجموع آنچه در لابلای تربیت دینی به دست آورده ام این را نیک دانسته ام که دین برای جدا کردن انسان ها و ایجاد تفرقه و تشتت نیامده است، بلکه پیامبران الهی خود را فدای بشریتی کرده اند که غرق در انحراف و گمراهی بود. پیامبر ما به قدر کفایت به منبع آفرینش نزدیک بود و عبادت های او در غار حرا و درست کاری و امانت داری اش کافی بود تا در سرای دیگر او را در اوج خوشبختی و نجات قرار دهد. اگر عشق به نجات انسان ها و خدمتگزاری به آنها نبود، چه دلیلی داشت که آن اسوه بزرگ انسانیت خود را در خطر قرار دهد و با قبول مسئولیت رسالت جسم و روح خود را در معرض خطر و آسیب توسط معاندین قرار دهد؟

من از پیامبر رحمت آموخته ام که دین داری ما برای تفاخر نیست. ما ادعای برتری نسبت به انسان های دیگر را نداریم. ما خود را تنها قوم شایسته نجات نمی دانیم. ما برای تسلط بر دیگر انسان ها و بهره کشی از آنها مامور نشده ایم. ما آمده ایم تا خود را وقف نجات دیگران و پی ریزی جامعه ای مبتنی بر قسط و عدل نماییم. ما خود را خدمتگزار می دانیم و نه ارباب انسان ها. استعمار، استبداد و استثمار از دیدگاه ما محکوم و از عوامل شیطان هستند. آنچه ما خود را بدان منتسب می دانیم رحمت واسعه الهی است که از کفار نیز دریغ نداشته است.

ما شیعیان معتقد به امامت حضرت علی(ع) و بعضی از فرزندان و نوادگان ایشان پس از رحلت حضرت پیامبر می دانیم. بعضی شیعیان به ۶ امام، برخی به ۷ امام و برخی نیز همچون شیعیان ایرانی به ۱۲ امام اعتقاد دارند. وجه مشترک همه این مذاهب،‌ اعتقاد به امام علی به عنوان امام اول است. گروهی هم هستند که راه خطا رفته و در مورد امام اول شیعیان اعتقاداتی اغراق آمیز داشته، ایشان را تا حدود خداوند بالا برده اند و اصولا ما شیعیان آنها را در ردیف مذاهب شیعه نمی دانیم. مذهب شیعه جعفری که در ایران، ترکیه،‌ افغانستان، عراق، یمن، جمهوری آذربایجان و کشورهای دیگر پیروان فراوانی دارد، نزدیک ترین اعتقادات و احکام عملی را با مذهب شافعی(از مذاهب اربعه اهل سنت) دارد. این قرابت در حدی است که مرحومین شیخ شلتوت از مصر و آیت الله بروجردی از ایران تقلید در احکام از علمای مذهب دیگر را در مناطقی که از علمای خود مذهب افرادی حضور نداشتند جایز اعلام کردند. من ضمن این که یک شیعه هستم، در محل تولد و سکونت خود در شهرستان خلخال همان احساسی را که در مسجد خودمان داشتم در مسجد اهل سنت هم داشتم. به همان تعداد که دوست شیعه داشتم دوست سنی هم داشتم. همان وفاداری، همان موانست و همان برادری را که با هم مذهب های خودم در زندگی به ارمغان داشته ام با دوستان سنی مذهب خود نیز داشته ام و دارم و خواهم داشت.

امروزه اختلافاتی بروز کرده که بعضی از مسلمان ها را به برادرکشی بر مبنای اختلافات مذهبی کشانده است. اختلافات همیشه بوده است و در صدر اسلام نیز می توان اختلافات عمده و جزیی را مشاهده کرد. اصولا ما شیعه ها معتقدیم که پس از پیامبر جا داشت که امام علی به عنوان خلیفه اول مسلمین انتخاب شود که نشد. ما به وصایت معتقدیم و توصیه حضرت پیامبر در روز غدیر را مبنای اعتقاد خود می دانیم.

برادران اهل سنت هم معتقد به شوری هستند و صرفنظر از این که چه کسی در چه حدی بوده، انتخاب خلیفه اول را بر مبنای مشورت مومنین و بیعت مسلمین مطابق شریعت می دانند. آنچه از این می توان برداشت کرد این که اختلاف آن زمان نه از باب تکفیر بلکه یک اختلاف در برداشت از واقعیت بوده است.  اختلاف عقیده حق مسلمین و انسان هاست و ما امروز مجاز نیستیم که اختلاف عقیده مسلمان ها در ۱۴۰۰ سال پیش را مبنای برخوردهای خشن و فیزیکی با هم کیشان خود قرار دهیم. نه شیعه حق تکفیر سنی را دارد و نه سنی حق تکفیر شیعه را و هر کس که جفا کند نه شیعه است و نه سنی.

موضوع اصلی صحبت من نحوه برخورد امام علی (ع) با اختلافات داخلی در هرم قدرت و بین مسلمین در کف جامعه است. شیعه ها علاوه بر خلیفه او را امام می دانند و اهل سنت هم او را به عنوان چهارمین خلیفه راشد مورد احترام خاص خود می دانند. بنابراین، نحوه برخورد امام با این موضوعات برای همه ما عبرت آموز و راهگشاست. در جایگاه شایسته امام علی همین بس که حضرت رسول(ص) فرمود: اگر همه درختان قلم شوند، همه دریاها مرکّّب، همه ملائک حسابگر و همه آدمیان نویسنده شوند، هرگز نخواهند توانست فضائل علی بن ابیطالب علیه السلام را شمارش کنند.

اول – به دنبال انتخاب جناب ابوبکر به خلافت و سپس خلفای دوم و سوم، شواهد نشان دهنده همکاری بسیار جدی و موثر امام علی با آنان به عنوان یک مشاور بوده است. هیچ گونه شواهد تاریخی مبنی بر کارشکنی، اقدام عملی، مخالفت مدنی، درگیری مسلحانه و فیزیکی از سوی امام و طرفداران وی وجود ندارد. برعکس، امام با وجود حفظ نظرات و نقطه نظرهای خود و طبیعتاً گلایه از وضعیت روزگار و حکومت داری مسلمین، مورد حمایت خلفا بوده است به نحوی که جناب عمر گفته است که اگر علی نبود من هلاک می شدم. حشر و نشر و ازدواج های بین خلفا و بستگان امام علی و بالعکس نیز از دیگر شواهد مبنی بر مدارای امام علی با خلفا در نقش رقبای سیاسی می باشد. سه تن از فرزندان امام علی به نام های ابوبکر، عمر و عثمان از شهدای حماسه حسینی در کربلا هستند و بعید است که نامگذاری آن سه به نام سه خلیفه اول و دوم و سوم به صورت اتفاقی بوده باشد. ممکن است برخی شیعیان برخورد امام علی را با سه خلیفه مصلحتی بدانند و بگویند که این حقی برای آنان ایجاد نمی کند. ما نیز در اینجا صحبت از حق و حقوق نمی کنیم و به هرحال و به هر دلیلی که بوده باشد برخورد امام متعال ترین برخورد با رقیب سیاسی است که نمونه آن پس از گذشت صدها سال هنوز هم مثال زدنی است و از آنچه که در کشورهای پیشرفته و دموکراتیک امروز می بینیم لطیف تر و روشنفکرانه تر است.

دوم – در زمان انتقال قدرت از خلیفه سوم به امام علی، ایشان و اعضای خانواده امام روی خوشی به مخالفین ندادند و در هیچ حرکتی که منجر به تضعیف خلافت اسلامی بشود شرکت نکردند. با وجود درخواست گروه کثیری از معارضین، امام علی از پذیرش امامت جماعت برای برگزاری نماز اجتناب کردند. جالب این که به تایید شیعه و سنی،‌ فرزندان خود امام حسن و امام حسین را جهت نگهبانی از خلیفه سوم در خانه وی گماشتند و بنا به روایتی وقتی خلیفه به دست قیام کنندگان کشته شد بر فرزندان خود عتاب آوردند که چرا در پاسداری از منزل کوتاهی کرده اند که آنان نیز خبر دادند که قاتل یا قاتلین نه از در خانه بلکه از دیوار پشتی وارد و به صورت غافلگیرانه خلیفه را کشته اند. آنچه که از شواهد و بیانات و خطبه های امام بر می آید، پذیرش قدرت و خلافت پس از عثمان بن عفان به دلیل فشار و اصرار توده مردم و احساس تکلیف دینی بوده است و امام نخواستند جامعه در آن شرایط دچار تشتت و چند دستگی شود و با کراهت امر خلافت را پذیرفتند.

سوم – رفتار امام با مخالفین سیاسی در زمان حکومت پنج ساله اش نیز مصداق اوج و عمق مدارا و پرهیز از روحیه انتقام و خشونت است. ایشان با وجود شناخت عوامل مشکل ساز در جمعی به نام خوارج، هیچگاه با یورش به منازل آنان نسبت به برخورد و بازداشت و زندانی کردن مخالفین اقدامی نکرد و حتی سهم آنان را به عنوان شهروند نظام اسلامی از بیت المال قطع نکرد و کاهش نداد. امام اجازه قصاص قاتل خود، ابن ملجم مرادی، را پیش از شهادت خود نداد و توصیه کرد که دقیقا با یک ضربت شمشیر مجازات شود و در طول مدتی که ضارب در بازداشت بود اجازه رفتار خشونت آمیز با وی را نداد.

چهارم – توصیه های نظری امام در نهج البلاغه برای بزرگداشت شخصیت های بزرگ و اعضای خانواده های حکام که به اسارت گرفته می شوند و جلوگیری از توهین و هتک حرمت آنها جالب است. در جنگ جمل، برخورد مهربانانه امام با بانو عایشه به عنوان ام المومنین و همسر پیامبر اوج درک و شعور آن حاکم اسلامی را نشان داد. بعلاوه، با خانواده سردمداران جنگ نیز با عطوفت رفتار کرد که دلجویی از پسر طلحه الخیر به عنوان یکی از صحابه پیامبر نیز نشان از همگرایی رفتار امام در تئوری و عمل بود.

پنجم – توصیه امام به والیان برای مدارا با مردم ایالت های تحت حکومت اسلام عالی ترین شکل فدرالیسم محسوب می شود. توصیه به نگاهبانی از سنت های حسنه، نگهداشتن احترام و شیخوخیت بزرگان محلی، انتصاب افراد شایسته و درستکار در مصادر امور، ممانعت از چاپلوسی و سو استفاده عوامل قدرت طلب برای پاک نگه داشتن بدنه قدرت در ایالت های مختلف و جلوگیری از ستم و خونریزی در کوچکترین مقدار سرلوحه استراتژی امام در اداره کشور پهناور اسلامی بود. توجه شما را به این فراز از نامه امام به مالک اشتر نخعی در هنگام گماشتن ایشان به فرمانروایی مصر جلب می کنم که گفت: ای مالک! بپرهیز از خون ها و خونریزی های بناحق. زیرا هیچ چیز بیش از خونریزی بناحق موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان چون در روز حساب به داوری در میان مردم بپردازد، نخستین داوری او درباره خون هایی است که مردم از یکدیگر ریخته ‌اند. پس ‌مباد که حکومت ‌خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی ‌نه تنها حکومت را ناتوان و سست ‌سازد، بلکه آن را از میان برمی ‌دارد یا به دیگران ‌می ‌سپارد. اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری نه در برابر من، زیرا قتل عمد موجب قصاص می ‌شود. اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یا تازیانه ‌ات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یا بالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تو مانع آید که خون بهای مقتول را به خانواده‌اش بپردازی.

ششم – امام علی مصداق و مظهر زیبانگری در روابط انسانی بین مومنین و مسلمین است و عفو و مدارا در برخورد با دیگران را اصلی جدایی ناپذیر از اعتقادات خود می داند. برای مثال، توجه به بخشی از وصیت ایشان به فرزند ارشدشان امام حسن مجتبی جالب توجه است آنجا که می فرماید: فرزندم! در مقابل برادر دینی خود به هنگام قطع رابطه از ناحیه او، تو پیوند برقرار نما و در زمان قهر و دوریش به او نزدیک شو. در برابر بخلش، بذل و بخشش و به وقت دوری کردنش نزدیکی اختیار کن. به هنگام سخت گیریش نرمش و به هنگام جرم، عذرش را بپذیر، آن گونه که گویا تو بنده او هستی و او صاحب نعمت توست... با کسی که نسبت به تو با خشونت رفتار می‌کند نرمی کن که امید می ‌رود به زودی در برابر تو نرم شود. با دشمن خود با فضل و کرم رفتار کن که در این صورت از میان دو پیروزی(پیروزی از طریق خشونت و پیروزی از طریق محبّت) شیرین ‌ترین را برگزیده ای. اگر خواستی پیوند برادری و رفاقت را قطع کنی جایی برای آشتی بگذار که اگر روزی خواست باز گردد بتواند. کسی که درباره تو گمان نیکی ببرد با عمل خود گمانش را تصدیق کن.

با عنایت به سیره عملی امام علی(ع) به نظر می آید که اگر مسلمانی خود را پیرو او بداند نمی تواند یک انسان خشونت طلب، زورگو و ستیزه جو باشد. فرزندان و نوادگان امام هم که ما آنها را امام و معصوم می دانیم هیچکدام اهل سرکوب و شکنجه و تجاوز نبوده اند بلکه خود مظلوم و به خاطر دفاع از عقاید خود توسط سلاطین زورگو به شهادت رسیده اند. تربیت در مکتب علی یعنی آموختن مدارا، مردمداری، پرهیز از قدرت طلبی به هر قیمت، همکاری با حکام عادل یا نسبتا عادل برای تقویت حکومت مرکزی، به رسمیت شناختن مخالف،‌ عدم پیشدستی در جنگ، احترام به آرای عمومی حتی در صورت عدم رضایت از انتخاب آنان، عدم روی آوری به روش های غیراخلاقی از جمله تروریسم برای به دست آوردن حکومت، صداقت در کار سیاسی، جوانمردی در حق رقبای سیاسی، مهربانی با خلق، قربانی نکردن زنان و کودکان در جنگ های داخلی و خارجی و هر آنچه که بشر امروزی اخلاقی می داند. ما مسلمانان پیرو پیامبر و امام علی در دفاع از حقوق بشر، حقوق طبیعت، حقوق اقلیت ها و حتی حقوق حیوانات از بیشتر ملت های دنیا پیشروتریم و با خدا، پیامبر اسلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت پیمان می بندیم که در هر کجا که هستیم مایه سربلندی اسلام و منادی وحدت و اتحاد بین مسلمان ها و حتی بشریت باشیم.

ان تنصرو الله ینصرکم و یثبت اقدامکم



کد امنیتی را در کادر بنویسید    
دفعات مشاهده: 932 بار   |   دفعات چاپ: 0 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر